فرقه یا ضد فرقه ، گفت و شنود با ایلیا میم رام الله

جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده

ما هرگز فرقه نبودیم و نیستیم. بلکه جمعیت ال یاسین، رویکرد و برنامه های ضد فرقه گرایی داشته است. برای این واقعیت، حداقل بیست و هفت دلیل محکم وجود دارد. تشکل های مردمی ما هرگز فرقه نبودند. این تشکل ها همانند تشکل های مردمی [تشکل های غیردولتی؛ NGO] در دیگر نقاط دنیا بودند. در اینجا چون می خواستند ما را، مرا و همۀ ال یاسین و الاهیون را متهم کنند و به دنبال یک بهانۀ مشترک و همه گیر بودند، بجای استفاده از عبارت تشکل های مردمی و غیردولتی [NGO] از کلمۀ فرقه استفاده کردند. شاخه درخت را، شاخ نامیدند. راه را چاه گفتند. دوا را درد خواندند و پرندگان را خزندگان نامیدند تا توجیهی بظاهر موجه برای برخوردهای قبلی و برنامه های بعدی، به افکار عمومی ارائه شود.

اتهام فرقه به همین سادگی بوجود آمد. همانطور که یک کوه، چاه نیست و یک چاه نمی تواند کوه باشد، جمعیت ال یاسین نیز فرقه نبود و یک فرقه هرگز نمی تواند چنین جمعیتی باشد و اینجاست که آن بیست و هفت دلیل اقامه می شود. یک جنگل درختان میوه، خارزار نیست اما اگر کسی بخواهد همۀ جنگل میوه را به آتش بکشد، برای آنکه زمینه سازی کند، افکار عمومی را با خود همراه کند، قانون را هم نظر کند، هر اعتراض یا سؤالی را از قبل خفه کند و بر وجدان و قلب خود سرپوش بگذارد، کافی است از اینجا شروع کند که بگوید آن جنگل یک خارزار است و همۀ میوه های آن سمی هستند یا توهم اند و وجود ندارند.

کوه بزرگ و پر از معدن جواهرات و آبهای شفابخش را می شود نابود کرد و اما اینکار را به اسم پرکردن یک چاه خطرناک که ممکن است جان هر رهگذری را بگیرد، انجام داد. برخی از فرقه های مسلمان، خون شیعیان را مباح می دانند. اما چون با این واقعیت مواجه می شوند که اینها هم مسلمانند فقط یک کار کوچک انجام می دهند. بجای شیعه می گویند اینها کافر و بدعت گذار هستند و با این تغییر واژه، زمینه های لازم را فراهم می کنند. بعضی از قدرتهای جهانی، مخالفان خود را تروریست و آشوبگر می نامند تا بستر برخورد با آنها را فراهم کنند. بعضی ها نزول خوارند اما برای حل مسئله از ابعاد مختلف می گویند این نزول نیست، بهره و سود است. این مثال در رفتار آدم های تحریف گر یا قدرتهای زورگو فراوان است...

ما فرقه نیستیم به همان دلایلی که یک کوه نمی تواند یک چاه باشد و به همان دلایل که یک جنگل بزرگ میوه نمی تواند یک خارزار باشد. ممکن است بین کوه با چاه تشابهاتی جزئی وجود داشته باشد و مثلاً در هر دو سنگ یافت شود و هر دو دارای خطراتی باشند؛ یا یک خارزار ممکن است از جنبه های جزئی شبیه به یک جنگل میوه باشد اما همۀ چیز ها در این جهان از جهاتی می توانند شبیه هم باشند حتی چیزهایی که با هم در تضاد ظاهری هستند. ممکن است ما هم در شرایطی شبیه به فرقه شده باشیم همانطور که ممکن است یک قطعه ابر باران زا شبیه توده ای فشرده از دود باشد که در واقع دود نیست و باران متراکم است. انسانهای ظاهراً خوب و بد هم تشابهات فراوانی دارند. سازمانهای مافیایی و سالم شباهتهای متعددی با هم دارند. میان آب و آتش هم می توان شباهتهایی یافت. اگر معنای فرقه را معنای مصطلح و عمومی و جهانی آن بگیریم یعنی چیزی مانند صدها فرقۀ اسلامی، یهودی یا مسیحی، این تعریف بطور واضح و صریح در بارۀ ال یاسین مردود است. چون اعضاء ال یاسین همه دین و مذهب خودشان را داشتند و این دین و مذهب نه تغییری کرده بود و نه قرار بود در آینده های دور هم تغییر کند. همین یک سند در کنار اسناد بسیار و ناگفته، برای نگاه به واقعیت کافی است. مثل اینکه می گوییم آنجا جنگل است و خارزار نیست و برای اثبات آن کافی است نگاهی بیندازی و ببینی آنها درختان میوه اند نه علفهای هرز و خارهای خشکیده. یک فرقه به معنای عمومی و فراگیر آن، پایه ها و ارکان معلومی دارد. هویت فرقه ای می خواهد، یعنی اعضاء آن در پاسخ به سؤال من کیستم باید بگویند مذهب ما آن است. وقتی از کسی می پرسی مذهب تو چیست می گوید شیعۀ دوازده امامی، سنی شافعی یا حنبلی یا زیدی یا شیعۀ اسماعیلی یا می گوید مسیحی کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس اما اگر در طول بیست سال گذشته از همۀ ال یاسین و الاهیون سؤال می شد که مذهب شما چیست فقط یک جواب داشتند. همان جوابی که قبل از آن داشتند. اکثراً می گفتند مسلمان و شیعه و کسانی هم که قبلاً مسیحی یا یهودی یا از ادیان دیگر بودند همان دین و مذهب را می گفتند. عبارت «فرقۀ رام الله» بعنوان یک هویت و جوابی به این سؤال، اولین بار از مراکزی شنیده شد که از مدتها قبل قصد برخورد داشتند و مشخص بود که این آغاز یک پروژۀ ویژه تهاجم است. هیچ کس از این هویت فرقه ای باخبر نبود چون وجود نداشت و برای اولین بار کسانی از آن حرف زدند که می خواستند بر اساس آن، برنامۀ برخورد را سازماندهی کنند. وقتی جمعی هویت فرقه ای معلوم ندارد، اگر به آن بگوییم فرقه، مثل این است که بگوییم یک توربین، پروانه ندارد.

... همۀ فرقه ها دارای این ویژگی شاخص هستند.

یک فرقۀ دینی قائل است که او تنها یا حداقل مهمترین و حقیقی ترین انعکاس و بیان کنندۀ آن دین اصلی و بلکه خود آن است و برای این ادعا تلاش می کند تا دلایلی را برای خود بیابد. مهمترین این دلایل، رابطه ویژۀ آن فرقه و بنیانگذار آن با بنیانگذار دین اصلی است. اما در روند تعلیماتی که ما داشتیم هرگز چنین چیزی گفته نشد. نه آشکارا و نه در خفا؛ حتی دشمنان هم که پیوسته در بارۀ ما شایعه می ساختند و اخبار و واقعیات را تحریف می کردند آنها هم چنین چیزی در بارۀ ما نگفتند و خودم هم به یاد ندارم که هرگز میان جمعیت ال یاسین و فرد رسول الله (ص) نسبتی قائل شده باشم. اکثر جمعیت ال یاسین شیعه هستند و از نظر مذهبی همان مذهب شیعه را داشتند و جز به آن قائل نبودند. هیچ وقت ادعای ارتباط با پیامبر اسلام (ص) یا ائمه هدی (س) را نکردم. نه در میان مردم، نه با خودم و نه در زندگی خصوصی. فرقه ها عموماً اولین بنیانگذار خود را دومین یا سومین حلقه از مقام مذهبی دین اصلی می دانند اما این موضوع با روش و تفکرات ما و آنچه تا امروز گذشته است بیگانه بود.

نمی توانم بگویم که مرا به اسم های مقدس صدا نمی زدند چون می زدند اما این اسم ها اکثراً نسبت مستقیمی با دین اسلام یا هر دین دیگری نداشتند. چند نفر بودند که نامه های متعددی می نوشتند و در نامه هایشان مرا به الفاظ مقدسی که با دین و مخصوصاً دین اسلام ارتباط داشت صدا می زدند مثلاً می نوشتند بقیه الله. به دوستان مربوطه گفتم به آنها تذکر دهند که موضوع را تکرار نکنند. اگر لازم شد تذکری مستقیم بدهند یا غیر مستقیم. در صحبتهای حضوری هم عموماً کسی از این اسامی استفاده نمی کرد. بعد از چند سال دیدیم که آن افراد، مرتبط با یکی از دستگاههای امنیتی بودند و در ارتباط با آنها عمل می کردند به همین دلیل احتمال دادیم که مجموعۀ رفتارهای آنها و من جمله همین بکار بردن عبارت بقیه الله و مانند آن که توسط همین چند نفر [کمتر از بیست نفر] انجام می شد، جزئی از برنامه هایی باشد  که بعداً ابعاد آن آشکارتر شد.

اکثر فرقه های مذهبی در جهان [همۀ فرقه های مذهبی از دیدگاه برخی از کارشناسان ادیان] می گویند ما برحقیم و ما عین همان دین اصلی هستیم. ما اصل و حقیقی هستیم [بقیه در انحرافند] و دلیل حقیقی بودنمان هم این است که بنیانگذار ما دارای نزدیکترین ارتباط با بنیانگذار دین اولیه است. فرقه های یهودی و مسیحی و اسلامی کم و بیش دارای همین ادعا هستند. ما نه فقط دیگران را رد نمی کردیم بلکه به عکس این اتهام، متهم بودیم. متهم به کثرت گرایی و تنوع خواهی اندیشه ای. ما را طرفدار پلورالیزم و لیبرالیزم و اشاعه دهندۀ فرهنگ تساهل و تسامح معرفی کرده بودند. ما می گفتیم که همۀ مکتبها و تفکرات مختلف دارای حق حیات بوده و برخوردار از حقانیت نسبی هستند، و آنها به این می گفتند تکثرگرایی و تبلیغ پلورالیزم.

اعضاء ال یاسین دارای انواع تفکرات مختلف و متنوع بودند و کسی آنها را از این کار باز نمی داشت. اکثراً شیعه بودند اما از ادیان و مذاهب دیگر هم در ال یاسین کم نبودند. اعضاء ال یاسین در دهها زمینۀ مختلف تحقیق و تفکر می کردند و بعضی از آنها به موضوعات و رشته های تحقیقی شان تعلق خاطر داشتند. در میان جمعیت، افراد مرتبط با جریانات فکری دیگری هم بودند و ما هرگز از آنها نخواستیم که از آن خارج و به دیگری وارد شوند. هرگز آنها را محکوم نکردیم بلکه همه را به تحقیق و یافتن و دیدن دعوت کردیم. یک فرقه اگر صادقانه بگوید که بقیه هم احتمالاً دارای حقانیت هستند، به حرکتی خطرناک دست زده است و حیات خود را در تهدید قرار داده است اما این چیزی بود که ما می گفتیم و می نوشتیم و در بارۀ آن گفتگو می شد...

یکی از عناصر اصلی فرقه ها که رکنی اساسی محسوب می شود عنصر نفی است. اکثر فرقه ها [از نظر بعضی از کارشناسان ادیان، همۀ فرقه ها در جهان] نیاز حیاتی به نفی دارند و رد کردن دیگران یکی از تدابیر اصلی حفظ و تداوم حیات آنهاست. فرقه ها می گویند دیگران باطل اند و ما برحق ایم و اگر هم در مواردی دیگر فرقه ها و جریانات را باطل نمی دانند، آنها را با وجود اندکی حقانیت، در مجموع منحرف و باطل می دانند. این ویژگی شاخص اکثر فرقه هاست. می گویند راه رستگاری و نجات ما هستیم و بقیه در گمراهی و هلاکت اند. اکثر فرقه های مسیحی، مسلمان، یهودی، هندویی، بودایی، چینی و آفریقایی همین را می گویند. بعضی از آنها تندروی بیشتری دارند و دیگران را چون مانند آنها نیستند، حتی مستحق مرگ می دانند. مانند برخی از فرقه های مسلمان که خون شیعیان را مباح و یا بعضی از فرقه های یهودی که مرگ فرق و ادیان دیگر را واجب می شمارند. فرقه ها عموماً باید دیگران را نفی کنند و صرفاً بر حقانیت خود دست بگذارند. و این مردود شمردن، فقط محدود به اندیشه ها و یافته های دیگری نیست بلکه بزرگان آن اندیشه ها را تخریب و رد می کنند. می گویند او نانها را برکت نداد و از آسمان ماهی نیاورد بلکه او در همدستی با پترس و جان این صحنه سازی را ترتیب داد زیرا قرار بود بعد از او پتروس جانشینش شود و جان به فرزندخواندگی مریم (ع) درآید. می گفتند او خود شیطان است چون می تواند ارواح شیطانی را از بدن انسانها خارج کند. یک فرقۀ ضدیهود همۀ اتفاقات و مستندات و وقایع این دین را ساختگی، جعلی و تحریف شده می داند و جزء به جزء آن را توضیح می دهد و بنابراین در اینجا تکلیف افراد مرکزی یعنی حضرت موسی (ع) و مسیحا (ع) روشن است. آنها به دروغگویی، سوء استفاده، چشم بندی، حقه بازی و شیادی متهم اند. مشابه همین اتفاق از جانب عاقلان دورۀ جاهلیت که جاهلان دورۀ عقلانیت هستند برای رسول الله، خاتم الانبیاء محمد مصطفی (ص) رخ می دهد و خداوند در قرآن می فرماید چنین وقایعی برای همۀ انبیاء و فرستادگان و منتخبین او اتفاق افتاده است.[1] همین اتفاق در بارۀ خود اسلام و مخصوصاً در بارۀ مذهب شیعه رخ داده است. بدترین اتهامات، تحریف ها، دروغ ها، فحاشی ها و توهین ها طی سالهای بسیار در بارۀ امیرالمومنین علی (ع) رخ داد. آموزه های شیعه تحریف می شد و برعلیه پیشوایان بزرگ شیعه و بویژه امام علی(ع) دسروغ ها و داستانهای ساختگی بسیار ساخته می شد. علی (ع) لعن می شد و این عبادت شمرده می شد...[2]

اگر فرقه ها دیگران را رد نکنند و باطل نشمرند، این خطر قویاً وجود دارد که پیروان آنها دچار چندگانگی فکری شده و دیر یا زود، دچار چندگانگی عملی شوند و برای ادامۀ زندگی با راههای مختلف و اندیشه های گوناگون مواجه شوند. همانطور که نفت آتش می گیرد و آتش گرفتن از مشخصات اصلی آن است، فرقه هم دیگران را نفی می کند. اما در جمعیت ال یاسین خود نفی، نفی شده بود. رد کردن و محکوم کردن دیگر اندیشه ها و جریانات مردود بود. تنوع اندیشه ها و گوناگونی افکار بالا بود. مرا یک مدتی متهم کردند که مسیح را تبلیغ می کنم. مدتی گفتند که اسلام را تبلیغ کرده ام. بعضی ها گفتند مبلغ اندیشه ها و مکتبهای شرقی، هندی و چینی ام. مدت کوتاهی مرا مبلغ کتاب مقدس و دین یهود و اندکی بعد مرا مدافع و مبلغ وهابیت قلمداد کردند و همۀ این حرفها در اخبار و سایتها و گزارشهای مختلف منعکس می شد. غیر از آنکه این اتهامات در تضاد و تناقض با هم بودند، خود بیانگر آن بودند که ما دیگران را نفی نمی کنیم بلکه قائل هستیم که آنها نیز بطور نسبی از حقانیت برخوردارند و این نسبت گاهی کم است و گاهی بیش. این اتفاق در اکثر الاهیون و ال یاسین هم رخ داده بود. آنها هم تک فکری و تک اعتقادی نبودند و ما با احیاء فرهنگ تفکر و آموزش روش های تفکر و سؤال سازی و برگزاری کارگاههای تفکری و مناظره و توصیۀ به آن، به این فضای تحقیق و تفکر و اندیشه ورزی، میدان بیشتری می دادیم.

ما فاقد صفت نفی بودیم بنابراین آن چیز نفت نیست چون نمی سوزد. و ما فرقه نبودیم چون جدایی طلب نبودیم. هرگز نگفتیم مرگ بر همه و درود بر ما. نه مستقیم و نه غیرمستقیم. بلکه گفتیم درود بر همۀ خداپرستان. درود بر همۀ حقیقت جویان. درود بر همۀ کسانی که در جستجوی نور و نجات اند. درود بر همۀ زندگان که به زندگی وفادارند. اما درود و سلام بیشتر بر آنانکه از نور و شعور بیشتری برخوردارند. درود و سلام بر آنانکه از حقانیت بیشتری بهره مند هستند. درود بر خدایافتگان که خداوند را خوب تر و زیباتر و دوست داشتنی تر از بقیه نشان می دهند. درود بر صالحان و همۀ کسانی که در فکر صلح و دوستی و پیوندند...

اگر مایعی نسوزد نمی تواند نفت باشد و اگر فرقه ای بر مرام جدایی و تفریق عمل نکند فرقه نیست. و ال یاسین فرقه نبود زیرا نه فقط دیگران را نفی نمی کرد و شعار او مرگ نبود بلکه یک ضدفرقه بود چون عملکرد آن ضدفرقه ای بود. دیگران را می پذیرفت و بر همۀ هدایت شدگان و معرفت داران یا هدایت جویان و معرفت خواهان درود و سلام می فرستاد. برخی از کسانی که در ال یاسین بودند خود به مکتبها و فرقه های دیگری تعلق داشتند اما کسی آنها را مجبور نکرد که اعتقادات خود را تغییر دهند یا به اعتقادات آنها توهین نکرد و مرگ بر آنها نگفت. ال یاسین فرقه نبود چون شعار او درود و سلام بود نه مرگ، پیوند بود نه جدایی.

فرقه ها عموماً دارای بنیانگذار و رهبری هستند که این رهبر نه فقط مدعی و قائل به رهبری مذهبی آن است بلکه خود را داناترین در دین [مربوطه] می داند و بر رهبری مذهبی خود تأکید دارد. این مثل سپاهی است که ضرورت دارد فردی که در رأس آن است قائل به فرماندهی نظامی خود باشد و در عین حال خود را داناترین شخصیت نظامی (به نسبت اعضاء سپاه) بداند و بر فرماندهی خود تأکید داشته باشد. بنده در طول دوازده سال فعالیت رسمی و اجتماعی و در همۀ سالهای قبل از آن قائل به این نبودم و نیستم که دارای سواد مذهبی ام یا کارشناس دینی هستم. بارها گفتم که رهبر هیچ فرقه ای نیستم و اساساً رهبر مذهبی نیستم. بارها گفتم که فرقه و فرقه گرایی را انحراف و مردود می دانم حتی اگر این موضوع بخواهد در ارتباط با خودم بوجود بیاید و این گفتن ها از طریق بیانیه های مختلف در نطق های عمومی، در جلسات نیمه عمومی و در مکتوبات بیان شده بود. آیا یک سپاه نظامی می تواند بدون فرمانده باشد؟ آیا فرماندۀ یک سپاه می تواند بگوید که من دارای سواد نظامی نیستم؟ آیا فرمانده می تواند بگوید که من فرماندۀ یک سپاه نظامی نیستم و نمی خواهم باشم؟ آیا اصلاً چنین سپاهی امکان وجود یا تداوم حیات دارد، یا بلافاصله منحل و از هم پراکنده خواهد شد؟ اگر یک پیشوای مذهبی، بوضوح اعلام کند که من پیشوای مذهبی نیستم، در امور مذهبی دخالت نمی کنم و با مسائل مذهبی افراد کاری ندارم، او دست به نابودی خود زده است.[3]

ما اینها را به همراه بسیاری از تصریحات دیگر، بارها و بارها گفتیم. هفته به هفته و سال به سال. حتی از این هم بدتر و شدیدتر گفتم. و گفتم که نه تنها چنین و چنان نیستم بلکه اساساً مذهبی هم نیستم. یعنی آن فرماندۀ مجازی بگوید من حتی در حد یک سرباز هم نیستم. این به معنای خودکشی فرقه ای است ولی از آنجا که ما از همان ابتدا فرقه نبودیم پس این اعلام ها و تصریحات هم موجب خودکشی ما نشد بلکه به ازدیاد حیات جمعیت انجامید.[4]

 

 

 


[1] بعضی از افراطیون یهود می گویند همۀ معجزات عیسای ناصری دروغ و چشم بندی بوده است و برای تک تک آنها توجیهاتی ارائه می دهند که به نظر هم درست می آید . عین همین اتهام را دشمنان دیگر انبیاء در زمان خود آنها بر آنها وارد می کردند . بعلاوۀ اتهامات مشترکی که همیشه دربارۀ منتخبان خداوند مطرح شده است و قرآن و کتاب مقدس پر است از اشاره به این موضوع . اتهام دروغگویی ، دیوانگی ، سحر و جادو، قدرت طلبی و غیره . دربارۀ عیسی هم می گفتند او همان تعلیمات کتاب مقدس را تحریف کرده و دارد با زبان دیگری می گوید . معجزات او دروغهایی ساختگی شمرده می شد که با مهارت ارائه می شوند . همین اتهامات دربارۀ عرفای بزرگ و اساتید هم مطرح شده است . مثلاً می گفتند منصور حلاج دروغگو است و دیوانه شده . در دادگاه او شهادت دادند که او شعبده بازی و چشم بندی کرده . می گفتند شمس تبریزی همجنس باز است به همین دلیل مولوی ... یا او را جادوگری قهار می دانستند که مولوی را با سحر خود به تسخیر درآورده است . اتهاماتی از این دست زندگی اکثر بزرگان تاریخ را از خود پر کرده است . عیسی هم یکی از این بزرگان استثنایی بود . منبع: عیسی و سایه ها.

[2]   یکی از بارزترین و مشهور ترین این تبلیغات سوء در زمان صدر اسلام و در زمان حکومت امامان شیعه صورت گرفته است. در زمان حکومت حضرت علی (ع) آنچنان تبلیغات سوء علیه مولای موحدان صورت گرفت که زمانیکه آن حضرت در محراب عبادت به شهادت رسید بسیاری از مردم می‌پرسیدند مگر علی نماز می‌خواند ؟!

 

[3] « بارها گفته‏ام که من نه روحانى‏ام و نه زاهد. نه قطبم و نه قدیس. و آنطور که گفته مى‏شود نه مذهبى‏ام، نه عارفم، نه معلم‏اعظم‏ام، نه آواتار و نه چیزهاى مشابه دیگر. من خودم هستم. خودِ خودم نه کسى دیگر. به هیچ وجه این و آن نیستم. بنده و مخلوق خداوندم. دوستان من کسانى هستند که مرا همانطور که هستم مى‏پذیرند و از سایر آشنایان مى‏خواهم که مرا در ذهن خود با کفر و شرک و پلیدى آلوده نکنید زیرا من همان هستم که مى‏گویم، نه بیشتر و اگر غیر از این باشد، ارتباط ما قطع خواهد شد و ما از همدیگر محروم مى‏شویم.» - ایلیا «میم»

 [4] فیلم مربوط به موضوع تحلیل اتهام فرقه علیه جمعیت ال یاسین، مبحثی طولانی است که لازم است در کتاب جداگانه ای مورد بحث قرار گیرد. در ادامۀ بحث فوق سایر دلایل فرقه نبودن ال یاسین و ضدفرقه بودن این جمعیت تشریح شده است که بازنویسی این فیلم در کتاب دیگری منتشر خواهد شد. ( به نقل از یکی از شاگردان ایلیا «میم» )

 

www.mansouroun.webs.com

 

 

مبارزه با فرقه ، جمعیت ال یاسین ، ضد فرقه ، ضد فرقه گرایی ، تشکل های مردمی ،NGO ، ال یاسین ، الاهیون ، اتهام فرقه ، مذهب ، مذهب شیعه، تفکرات ما ، تنوع خواهی اندیشه ای، اعضاء ال یاسین ، دین ، مذهب ،ال یاسین ، شیعه ، تحقیق و تفکر ، جریانات فکری ، مرگ فرق ، اندیشه های گوناگون ،نفیفرقه ، محکوم کردنفرقه ، تنوع اندیشه ها ، گوناگونی افکار، احیاء فرهنگ تفکر و آموزش ، روش های تفکر ، سؤال سازی ، برگزاری کارگاههای تفکری ، مناظره ، اندیشه ورزی ، خداپرستان،  ایلیا،ایلیارام الله،ایلیامیم،پیمان فتاحی،جمعیت الیاسین،الیاس رام الله،فتاحی،ال یاسین،استادایلیا،ضدفرقه،ایلیامیم رام الله

 

 

 

 فرقۀ رام الله ، اتهام فرقه ، فرقه های مسلمان، فرقه انحرافی  ، رهبر فرقه ، عامل سازمان سیا،مبلغ مسیحیت تحریف یافته، مبلغ طریقت منهای شریعت، فرهنگ مهدویت ، فرقه گرایی ، عرفان های وارداتی ، بانک اطلاع رسانی فرقه ،کافر ، بدعت گذار ، فرقۀ اسلامی، یهودی ، مسیحی، هویت فرقه ای ، فرقۀ دینی ، بنیانگذار فرقه ، عرفان حلقه ،دومین حلقه ، سومین حلقه ، اسم های مقدس ، فرقه های مذهبی جهان ، کارشناسان ادیان، پلورالیزم ، لیبرالیزم ، فرهنگ تساهل و تسامح ، تکثرگرایی ، تبلیغ پلورالیزم، از عناصر اصلی فرقه ها، فرقه هندویی، فرقه بودایی، فرقه چینی ،فرقه آفریقایی ، فرقه های مسلمان ، خود شیطان ، فرقۀ ضدیهود ، چندگانگی فکری ، چندگانگی عملی، تبلیغ مسیح ، تبلیغاسلام ، مبلغ اندیشه ها و مکتبهای شرقی، مبلغ اندیشه ها و مکتبهای هندی ، مبلغ اندیشه ها و مکتبهای چینی ،مبلغ کتاب مقدس ، مبلغ دین یهود، مدافع وهابیت ، مبلغ وهابیت ،مکتبها ، فرقه های دیگری ، پیشوای مذهبی، فرماندۀ مجازی ، فرقه کیهانی ، فرقه حلقه ، محمد علی طاهری ، دستگیری ، اعضای فرقه ، شبیخون فرهنگی ، فرقه شناسی ، توابین ، جریان انحرافی ، ادیان جدید ، نقد و بررسی ، صهیونیست ، سرکرده فرقه ، ترویج عرفان صهیونیستی ،جریان انحرافی ، نماد سازی  ، شیطان شناسی، فرقه شناسی ، جنگ نرم ، عرفان های نوظهور، فرقه های ضاله، عرفانهای نوپدید، نحله های نوظهور ، عرفان های کاذب ،  عرفان های جدید ، تاریخچه ، مسلک های عرفانی ، جریانهای معنویت گرای نوپدید ، رییس ، بنیانگذار ، نحله های انحرافی ، نحله های صهیونیستی ، فرق ضاله ، اسیب شناسی ، معنویت سکولار ، عرفان های عقل ستیز دین گریز ، ادیان و مکاتب ، معنوی ، فراروانشناسی ، ترویج عقاید انحرافی ، مرتد   ، شیطان پرستی ، مدعیان دروغین ، محقق ، بانک اطلاعات فرق ضاله ، گرایش جوانان ، نقد اراء ، بررسی جریان های ، میز گرد ،شبهه شناسی ، علی یعقوبی ،خرافه گرایی ،وهابیت،صوفیه،مسیحیت، یهودیت ،سبک ،هندویی ،برهمنی ،جاینی،بودایی،کنفوسیوسی،شینتوئیسم،تئوسوقیسم،شیطان برستی،فراماسونری ،بهائیت،یوگا،ذن،بودیسم،شمنیسم،یوگاناندا،رام الله،ایلیا.م.رام الله،کریشنا مورتی ،راجیشینیسم،ساتیا سای بابا،قالون دااقا،دالایی لامای شانزدهم،اکنکار،کابالا،پائوتوکوئیلو،عرفان عقاب،عرفان حلقه کیهانی،گرجیف،ابراهیم میرزایی،معنویت گرایی،فراروانشناسی،فراعلم و آوینهای حیات معنوی ،فنک شویی،ریکی،مدیتیشن،پیشگویی،طالع بینی،آکادمی معنوی،الهیات و عرفان ،ادبیات معنوی

همایش ، سخنرانی ، نمایشگاه ، غرفه ،فعالیت ، دین پژوهی ، جریان ، بررسی ، جویندگان حقیقت ، عرف ، مستعار ، عرفان شرقی ، وبلاگ ، متافیزیک ، بانک ، اطلاعات ، در باره ، در مورد ، اشنایی با ، شناخت ، شخصیت ، اتهامات ، انحرافات ، ادعاها ، مدعیان ، کذابان ، جوبان ، جوانان ، عوام فریبی ، صهیونیسم  پژوهی ، رمال ،  فالگیر ، مسئله هسته ای ، اینده نگری ، کف بینی ، انرژی هسته ای ، میز مذاکره ، اعدام ، راما الله ، وابستگی به بیگانگان ، دول غربی ،  شیطان شناسی ، اسراییل ، موساد ، سیا ،  توهم گرایی ، گیاهان توهم زا ، جدید ، مسئولان فرهنگی ، گسترش ، نماینده خدا ، شیفتگان قدرت ، فریب خورده ، محفل فرقه ای ، اواتار ، معاصر ، مرید سابق ، فحشا ، واکنش ، تصوف گرایی ، انشعاب ، التقاطی ، اقدامات ، تبلیغ ، فرقه گرایی دینی ، زمان ظهور ، ظهور منجی ، استعمار ، مروج ایین ، تحریف ، رام اله ، روح اله ، حزب اله ، دین نوین ، مراقبه ، رسانه ملی ، حلقه ، عقل ستیز ، دین گریز ،

 

 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
تگ ها :

انسان به چیست؟

انسان به حرف نیست. به اسم و عنوان و ادعا نیست. آیا اگر فردی لباس پادشاه یا گدا یا لباس نظامی یا روحانیون را برتن کند به صرف این لباس می‌توان او را پادشاه، گدا، نظامی یا روحانی دانست؟ اسم‌ها و عناوین و ادعاها هم مانند همین لباس‌ها هستند. اما واقعیت تلخ آن است که عموماً ادعاها و عناوین، معادل واقعیت شمرده می‌شود. یعنی کسی که عنوان گدا را به خود داده، گمان می‌کند که گداست و دیگران هم غالباً همین گمان را دربارۀ او دارند. کسی که مدعی عرفان و روحانیت است و در آن جایگاه ایستاده یا اسمی به این مضمون به او داده‌اند یا خودش به خودش داده، گمان می‌کند که این حرفِ شوخی، واقعیت دارد. اگر در شناسنامۀ کسی نوشته شده مسیحی یا اگر کسی مدعی است که مسیحی است، فکر می‌کند واقعاً مسیحی است درحالی که واقعاً اینطور نیست. آیا اگر کسی ماسک دلقک یا ماسک جلاد روی صورتش گذاشت به این معنی است که او دلقک یا جلاد است؟

ادعاها و گمانهای انسان همین حالت را دارند، مثل صورتک‌هایی هستند که واقعیت در پشت آنها نهفته است. حرف و ادعا مثل این لباس است. مثل صورتک است؛ مهم آن است که چه کسی دارد آن را می‌گوید. اکثر مردم فعلی و قبلی جهان معتقد بوده‌اند که خداپرستند یا ایمان دارند اما این عنوان خداپرستی و ادعای موحد بودن تا چه حد واقعیت دارد؟ اگر به معنای موضوع و به نشانه‌ها توجه کنیم شاید متوجه شویم که بسیاری از ما اساساً خداپرست نیستیم. پول پرستیم، شیطان پرستیم، شهوت پرستیم، همسر پرستیم، فرزند پرستیم و چیزپرستی‌های دیگر. همانطور که دین انسان به شناسنامۀ او نیست، هویت انسان هم به ادعا و حرفهای او نیست.

این دیوار خیالی را در خود بشکنید و این گمان موهوم را حفظ نکنید. من دزد هستم. من قاتل هستم. من قدیس هستم. من راستگوترین انسانم. من پادشاهم. من پیامبر هستم. من منتخب خدا هستم. من مسیح هستم. من رهبر جهان هستم. من دیوانه هستم. دروغگو هستم. شیاد و کلاهبردار هستم. من دزد هستم. من پلیس هستم. من خیلی کارها را نمی‌توانم. من هر کاری را می‌توانم. من آدم خوبی هستم.

همۀ اینها حرف است. همه اش ادعاست. صورتک است. لباس است. برچسب است. ما آن چیزی نیستیم که گمان می‌کنیم هستیم. ما همان چیزی هستیم که دانایی اش را داریم.  نشانه هایش را داریم. توانش را داریم. اعمال و محصولات ما مؤید آن است. اگر روی دستگاهی نوشته بودند ضبط صوت یا اگر کسی گفت که فلان دستگاه ضبط صوت است این الزاماً به آن معنا نیست که آن ضبط صوت باشد. شاید ماشین رختشویی باشد. شاید ضبط باشد اما از کار افتاده باشد و شاید هر چیز دیگری باشد غیر از ضبط صوت. اما اگر آن وسیله صدا ضبط کرد، اگر امکانی را که از ضبط صوت انتظار می‌رود، داشت، آن وقت می‌توان به آن گفت ضبط صوت. ما دارای هزاران هویت دروغین و ساختگی و اندکی هویت راستین هستیم. این هویت راستین غالباً در زیر هویتهای دروغین گم شده است. هرکسی در اصل خودش است اما چون زندگی اکثر ما از نوع اصلی اش نیست پس خودمان نیستیم بلکه غوطه ور در نقش‌ها و نقاشی‌ها هستیم. انسان همیشه تمایل به راحتی دارد و پیوسته سعی می‌کند که خیال خود را راحت کند. پس دوست دارد با هر  توجیه استدلالی یا احساسی که شده، خود را در قالبی مورد قبول بپذیرد. اگر تقدس گراست دوست دارد خود را فردی با ایمان، مقدس، بی گناه یا کم گناه و مانند اینها بداند. اگر ملی گراست می‌خواهد خود را سرباز وطن، فدایی وطن و تاحدی یک قهرمان بداند. بقیه هم به همین شکل. اما اینها همه ساخته‌های ذهنی است. آتش تا آتش نزند، آتش نیست. نشانۀ آتش آنست که بسوزاند، حرارت دهد و گرم کند. فریب اسم‌ها و ادعاها و عناوین را نخورید. این را از خودتان شروع کنید و بعد به دیگران توصیه کنید. ما توهمی نیستیم که دربارۀ خود بافته ایم یا برایمان بافته اند.

سنگ محک انسان، دانایی و نوع شعور اوست. توانایی و نوع نیروی اوست. عمل و رفتار اوست. زمان حال اوست. حالا او کیست و دارد چکار می‌کند؟ از کبکی که سر خود را زیر برف می‌کند و طعمۀ شکارچی می‌شود نیاموزیم. عمری سر خود را زیر برف می‌کنیم، و اگر از این سر به زیر برف، زمان زیادی بگذرد، برف یخ می‌زند و منجمد می‌شود و دیگر سر از زیر آن بیرون نمی‌آید بلکه انسان در همان حالت قبر می‌شود.

یک عمر به خود گفته‌ای من آدم خوبی هستم، من آدم با خدایی هستم، من آدم چنین یا چنانی هستم. تا دیر نشده، تا برف یخ نزده سرت را بیرون بیاور. اطرافت را نگاه کن. نشانه‌ها را ببین و خودت را محک بزن. ببین کیستی. اگر دیدی چیز بدی هستی، شجاع باش. از قبول واقعیت نترس. اگر دیدی که انسان نیستی، اعتراف کن که نیستی. این اولین قدم انسان بودن است. اقتدار حرفها و عناوین دروغ را بشکن.

اکثر پادشاهان تاریخ خود را بهترین انسانها می‌دانستند. بسیاری از مردمان زمانه هم آنان را به این نام و عنوان قبول داشتند. اما آیا این واقعیت داشت؟ در زمان هیتلر و چنگیز اکثر اطرافیان آنها و مردم تحت سیطره، آنها را می‌ستودند و ستایش می‌کردند و به آنها القاب و عناوین پرزرق و برق می‌دادند. اما آیا این ربطی به واقعیت داشت؟ آیا اگر گرگی را بیاورند و روی پیشانی اش بزنند گوسفند یا لباس میش را بر تن او کنند یا عده‌ای توافق کنند که به او بگویند گوسفند، گرگ گوسفند می‌شود؟ یک طبیب باید علم طبابت را داشته باشد و بتواند بیماران را درمان کند. این علم و عمل و توانایی باید باشد تا بتوان به کسی گفت که چنان است. آیا با کارت شناسایی یا لقب طبیب، کسی طبیب می‌شود؟

اما زندگی اکثر انسانها عکس این قاعده است و شجاع ترین‌ها کسانی‌اند که این رسم دروغ را تعطیل می‌کنند. فریب حقه‌های سیستم عصبی هورمونی را نخورید. مغز تمایل به راحتی دارد و به هویتی که خود را در آن راحت بیابد... هر کسی گفت که من سالم هستم به این معنا نیست که بیمار نیست. کسی سالم است که نشانه‌های بیماری را نداشته باشد و بلکه دارای نشانه‌های سلامت باشد. اکثر انسانها بیمارند و خوشا به حال کسانی که بیماری خود را می‌شناسند زیرا درمان می‌شوند. باورهای بافته شده را از هم بگسلید. عناوین دروغین را که به خود بسته‌اید یا به شما بسته‌اند بشکنید. نترسید. اگر واقعیت داشته باشند از جنس نشکن هستند و اگر می‌شکنند خوشحال باشید زیرا جای این دروغ را واقعیت خواهد گرفت. داشتن دو پا و دو دست و دو از چیزهای دیگر به معنی انسان نیست. این به معنای جسم انسان است. جستجو را ادامه دهید. کسی که مسئله را متوجه می‌شود، نیمی از جواب را پیدا کرده و کسی که هنوز متوجه مسئله نیست، دو بار باید جواب را پیدا کند. اسم حقیقی خود را پیدا کن. راه آن این است که دل به آسمان بزن و خودت باش. حقوق دیگران را رعایت کن اما خودت باش. کسی را قربانی خودت نکن اما قربانی دیگران هم نشو و این یک دکترین حیات بخش است. دکترینی است که بزرگان آن را در قوانین زندگی خود داشتند و مدام به آن عمل می‌کردند. پیلۀ‌ کاذب پیرامون خود را پاره می‌کردند. بعد چه می‌شد؟ آیا آنها به آزادی می‌رسیدند؟ نه. ولی قدمی بلند به سوی آزادی و نجات زندگی خود بر می‌داشتند. بعد از این پیلۀ‌ موهوم آنها با پیلۀ واقعی خود، با قابلیتها و ضعفهای واقعی خود و با خود مواجه می‌شدند.

با دلخوش کنک‌ها دل را خوش نکن. بگذار حقیقتاً و برای همیشه خوشحال شوی حتی اگر باید ابتدا رنجی را متحمل شوی. انسان به حرف نیست. به اسم و ادعا و عنوان نیست. به دانایی اوست و به توانایی اوست. به عمل و نتایج اوست همانطور که درخت به میوۀ آنست.

 

برگرفته از کتاب تعالیم حق (الاهیسم - جلد دوم) ـ اثر ایلیا «میم»

 

 http://www.ostad-iliya.org/Discourses/1820/

 

  ایلیا – ایلیا رام الله – ایلیا میم – پیمان فتاحی – جمعیت ال یاسین– الیاس رام الله – فتاحی – ال یاسین – استاد ایلیا – ضد فرقه – ایلیا میم رام الله + انسان

 

 

اسم + عنوان + ادعا + لباس + پادشاه + گدا + نظام + روحانی + واقعیت + مدعی + عرفان + شناسنامه + مسیحی + ماسک + دلقک + جلاد + جهان + مردم + ایمان + خداپرست + معتقد + پول پرست + شیطان پرست + شهوت پرست + همسر +  فرزند + دین + دزد + قاتل + قدیس + + پادشاه + پیامبر +رهبر + دیوانه + شیاد و کلاهبردار + دزد + پلیس + ماشین رختشویی + ملی گر + سرباز + فدایی + قهرمان + آتش + فریب + حقه‌ + سیستم عصبی + هورمون + مغز + قربانی + دکترین+ آزادی + کتاب

 

 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٥
تگ ها :

گزارشی از فیلم تخریبی و توهین آمیز آرماگدون 4 (پخش از شبکه خبر صداوسیما)

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

آرماگدون 4

چهل و پنجمین تهاجم روحانیت تندرو ایران به استاد ایلیا

این تهاجم، مدت کوتاهی بعد از تهاجم سازمان تبلیغات اسلامی، در نمایشگاه بین المللی جنگ نرم انجام شده و در قالب فیلمی به نام آرماگدون 4 (نبرد آخر زمان؛ نبرد جهانی و نهایی خیر و شر از دیدگاه مسیحیان و یهودیان) صورت می گیرد.

این فیلم با تخریب و دروغگویی صریح دربارۀ استاد ایلیا آغاز شده و بعد از استاد ایلیا به پائولوکوئیلو می پردازد. در دهها کتاب و مقاله ای که طی سالهای اخیر با حمایت سازمان تبلیغات اسلامی و روحانیت تندرو قم منتشر شده است، طبق یک استراتژی مشخص، غالباً استاد ایلیا در مقایسه با دالایی لاما، لوتر، راما کریشنا و حتی مثال های متناقضی نظیر مارکس قرار گرفته است اما در فیلم آرماگدون 4 تلاش شده است تا استاد ایلیا از طریق مقایسه با پائولو کوئیلو به صحیونیزم بین الملل! پیوند بخورد؛ چیزی که بعضی از مسئولین جمهوری اسلامی ایران از آن با عنوان ارتش ایلیایی (ارتش سینایی) یاد می کنند. در فیلم آرماگدون 4، دربارۀ پائولوکوئیلو معلم و نویسندۀ مشهور جهانی گفته می شود که او فاسدالاخلاق بوده، شیطان پرست است، صحیونیست و معتاد است و ... در این میان، فیلم به شیمون پرز (نخست وزیر سابق اسرائیل و رئیس جمهور فعلی اسرائیل و از بنیانگذاران صحیونیزم جدید) و جنبش های بین المللی راجنیشیزم و اکنکار هم می پردازد. در صحنه ای از فیلم شیمون پرز از پائولو کوئیلو تشکر می کند و همین بعنوان سند صحیونیست بودن پائولو کوئیلو به بیننده عرضه می شود!

بعد از آن، طراحان مجموعه سعی کرده اند با اضافه کردن قسمتی دربارۀ شیطان پرستی (بعنوان شاخص ترین جنبۀ یهودیت!! اولین دین رسمی خداپرستی و یگانه پرستی) ذهن بینندگان را به سمت و سوی پروژۀ مورد نظر خود سوق دهند. در این قسمت، فیلم تأکید دارد که رؤسای جمهور آمریکا (و من جمله بوش و اوباما) وزیر امور خارجه آن، رؤسای جمهور اروپا و حتی پاپ (رهبر مذهبی مسیحیان کاتولیک جهان) شیطان پرست!!! می باشند.

از دیگر نکات جالب فیلم آرماگدون 4 (آنارشیست معنوی) آن است که متن سناریویی که دربارۀ استاد ایلیا بیان می شود، همان متن معروفی است که دو سال قبل، با حمایت روزنامۀ جمهوری اسلامی ایران و کیهان به سایر حوزه های رسانه ای منعکس شده بود و نویسندۀ این چند جمله که تراکم دروغ های آن، انسان را به تعجبی عمیق وامی دارد، معروف ترین بازجوی دایره مذاهب (بخش امنیتی برخورد با ادیان و مذاهب) است که اکثر رسانه ها و شخصیتهای مطرح فکری با روش های دروغگویی و تحریف تیم بازجویی او آشنایی دارند.

گفتنی است کتاب «و نه راه گمراهان» که پیش از این توسط اعضایی از انجمن متفکران و محققان ایران (ام و ما) نوشته شده است، با استناد به اسناد معتبر و شواهد زنده نشان می دهد که طی چهار پنج سال گذشته دایره مذاهب بیش از 720 دروغ و تحریف دربارۀ استاد ایلیا از رسانه های مختلف منتشر کرده است؛ در این کتاب اسناد و شواهد و دلایل این 720 دروغ، به روشنی بیان شده است. قابل ذکر است که فیلم آرماگدون 4، چهار مرتبه از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. مهمترین و بزرگترین ادعایی که در این فیلم مطرح شده این است که استاد ایلیا در گذشته ادعای خدایی کرده است؛ ادعایی که همراه با سایر شایعات، دهها مرتبه در سخنرانی های بزرگ و کوچک و آخرین بار در سخنرانی سالن افراسیابی (استادیوم شیرودی) توسط خود استاد مردود اعلام شد. لازم به توضیح است که در حال حاضر استاد ایلیا، آزاد بوده و بعنوان مسئول انجمن متفکران و محققان ایران، به آموزش و تربیت مدرسان تفکر متعالی و نظریه های بنیادی اشتغال دارد.

 

دکتر پریس کی نژاد

 

عضو مرکزی انجمن متفکران و محققان ایران

                                                                                                            عضو تحریریۀ نشریات تخصصی تفکر و مدیریت در ایران

                                                                                                           (نشریات تفکر متعالی، حرکت دهندگان، علم موفقیت و ...)

ضمیمه:

موضوع اصلی دیگر قسمتهای سریال تلویزیونی آرماگدون (نبرد آخرزمان) به این شرح است: پلورالیزم رسانه ای ، شبکه های ماهواره ای، BBC، VOA (وابسته به صحیونیزم و بهائیت ...) ، جنگ سرد دیجیتالی (فاسد بودن و صهیونی بودن فیس بوک، مایکروسافت ... و کلاً اینترنت) بازخوانی تاریخ سینمای ایران (ریشه در فراماسونری و صهیونیسم ...)، فرقه های صهیونی و تروریستهای کودتاچی (خیانت ها و ضربه های بهائیت و تلاش برای تسخیر ایران)، درویشان سکولار، عرفانهای نوظهور (مزدور و فاسد ... بودن دالایی لاما، سای بابا، اشو، کریشنا مورتی ... اکنکار، TSM ... و صهیونی بودن آنها) ، معنویت آنارشیستی (ایلیا رام الله گمراه کنندۀ جوانان، پائولو کوئیلو فاسد، کافر، مشرک و صهیونیست، و شیطان پرست بودن رؤسای جمهور آمریکا و اروپا و حتی رهبر مسیحیان جهان)

http://ayahra.org/index.php?option=com_content&task=view&id=2418&Itemid=1

 

 

   ایلیا – ایلیا رام الله – ایلیا میم – پیمان فتاحی – جمعیت ال یاسین– الیاس رام الله – فتاحی – ال یاسین – استاد ایلیا – ضد فرقه – ایلیا میم رام الله –

 

 

سازمان تبلیغات اسلامی - نمایشگاه - جنگ نرم - فیلم - نبرد - آخر زمان -  خیر و شر - مسیحیان – یهودیان -  تخریب –پائولوکوئیلو - کتاب - مقاله -  جمهوری اسلامی - شیطان پرست –رئیس جمهور آمریکا - بوش – اوباما - وزیر امور خارجه - اروپا - روزنامه - جمهوری اسلامی ایران - کیهان - بازجو- امنیتی - ادیان – مذاهب- تحریف - تیم بازجو- اسناد معتبر - صداوسیما - پلورالیزم - شبکه - ماهواره – BBC - VOA - بهائیت - جنگ سرد - دیجیتالی - فاسد - فیس بوک - مایکروسافت – اینترنت - تاریخ – سینما- فراماسون - فرقه – تروریست – کودتا – درویشان – سکولار - عرفانهای نوظهور 

 

 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
تگ ها :

گزارشی از فیلم تخریبی و توهین آمیز آرماگدون 4 (پخش از شبکه خبر صداوسیما)

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

آرماگدون 4

چهل و پنجمین تهاجم روحانیت تندرو ایران به استاد ایلیا

این تهاجم، مدت کوتاهی بعد از تهاجم سازمان تبلیغات اسلامی، در نمایشگاه بین المللی جنگ نرم انجام شده و در قالب فیلمی به نام آرماگدون 4 (نبرد آخر زمان؛ نبرد جهانی و نهایی خیر و شر از دیدگاه مسیحیان و یهودیان) صورت می گیرد.

این فیلم با تخریب و دروغگویی صریح دربارۀ استاد ایلیا آغاز شده و بعد از استاد ایلیا به پائولوکوئیلو می پردازد. در دهها کتاب و مقاله ای که طی سالهای اخیر با حمایت سازمان تبلیغات اسلامی و روحانیت تندرو قم منتشر شده است، طبق یک استراتژی مشخص، غالباً استاد ایلیا در مقایسه با دالایی لاما، لوتر، راما کریشنا و حتی مثال های متناقضی نظیر مارکس قرار گرفته است اما در فیلم آرماگدون 4 تلاش شده است تا استاد ایلیا از طریق مقایسه با پائولو کوئیلو به صحیونیزم بین الملل! پیوند بخورد؛ چیزی که بعضی از مسئولین جمهوری اسلامی ایران از آن با عنوان ارتش ایلیایی (ارتش سینایی) یاد می کنند. در فیلم آرماگدون 4، دربارۀ پائولوکوئیلو معلم و نویسندۀ مشهور جهانی گفته می شود که او فاسدالاخلاق بوده، شیطان پرست است، صحیونیست و معتاد است و ... در این میان، فیلم به شیمون پرز (نخست وزیر سابق اسرائیل و رئیس جمهور فعلی اسرائیل و از بنیانگذاران صحیونیزم جدید) و جنبش های بین المللی راجنیشیزم و اکنکار هم می پردازد. در صحنه ای از فیلم شیمون پرز از پائولو کوئیلو تشکر می کند و همین بعنوان سند صحیونیست بودن پائولو کوئیلو به بیننده عرضه می شود!

بعد از آن، طراحان مجموعه سعی کرده اند با اضافه کردن قسمتی دربارۀ شیطان پرستی (بعنوان شاخص ترین جنبۀ یهودیت!! اولین دین رسمی خداپرستی و یگانه پرستی) ذهن بینندگان را به سمت و سوی پروژۀ مورد نظر خود سوق دهند. در این قسمت، فیلم تأکید دارد که رؤسای جمهور آمریکا (و من جمله بوش و اوباما) وزیر امور خارجه آن، رؤسای جمهور اروپا و حتی پاپ (رهبر مذهبی مسیحیان کاتولیک جهان) شیطان پرست!!! می باشند.

از دیگر نکات جالب فیلم آرماگدون 4 (آنارشیست معنوی) آن است که متن سناریویی که دربارۀ استاد ایلیا بیان می شود، همان متن معروفی است که دو سال قبل، با حمایت روزنامۀ جمهوری اسلامی ایران و کیهان به سایر حوزه های رسانه ای منعکس شده بود و نویسندۀ این چند جمله که تراکم دروغ های آن، انسان را به تعجبی عمیق وامی دارد، معروف ترین بازجوی دایره مذاهب (بخش امنیتی برخورد با ادیان و مذاهب) است که اکثر رسانه ها و شخصیتهای مطرح فکری با روش های دروغگویی و تحریف تیم بازجویی او آشنایی دارند.

گفتنی است کتاب «و نه راه گمراهان» که پیش از این توسط اعضایی از انجمن متفکران و محققان ایران (ام و ما) نوشته شده است، با استناد به اسناد معتبر و شواهد زنده نشان می دهد که طی چهار پنج سال گذشته دایره مذاهب بیش از 720 دروغ و تحریف دربارۀ استاد ایلیا از رسانه های مختلف منتشر کرده است؛ در این کتاب اسناد و شواهد و دلایل این 720 دروغ، به روشنی بیان شده است. قابل ذکر است که فیلم آرماگدون 4، چهار مرتبه از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد. مهمترین و بزرگترین ادعایی که در این فیلم مطرح شده این است که استاد ایلیا در گذشته ادعای خدایی کرده است؛ ادعایی که همراه با سایر شایعات، دهها مرتبه در سخنرانی های بزرگ و کوچک و آخرین بار در سخنرانی سالن افراسیابی (استادیوم شیرودی) توسط خود استاد مردود اعلام شد. لازم به توضیح است که در حال حاضر استاد ایلیا، آزاد بوده و بعنوان مسئول انجمن متفکران و محققان ایران، به آموزش و تربیت مدرسان تفکر متعالی و نظریه های بنیادی اشتغال دارد.

 

دکتر پریس کی نژاد

 

عضو مرکزی انجمن متفکران و محققان ایران

                                                                                                            عضو تحریریۀ نشریات تخصصی تفکر و مدیریت در ایران

                                                                                                           (نشریات تفکر متعالی، حرکت دهندگان، علم موفقیت و ...)

ضمیمه:

موضوع اصلی دیگر قسمتهای سریال تلویزیونی آرماگدون (نبرد آخرزمان) به این شرح است: پلورالیزم رسانه ای ، شبکه های ماهواره ای، BBC، VOA (وابسته به صحیونیزم و بهائیت ...) ، جنگ سرد دیجیتالی (فاسد بودن و صهیونی بودن فیس بوک، مایکروسافت ... و کلاً اینترنت) بازخوانی تاریخ سینمای ایران (ریشه در فراماسونری و صهیونیسم ...)، فرقه های صهیونی و تروریستهای کودتاچی (خیانت ها و ضربه های بهائیت و تلاش برای تسخیر ایران)، درویشان سکولار، عرفانهای نوظهور (مزدور و فاسد ... بودن دالایی لاما، سای بابا، اشو، کریشنا مورتی ... اکنکار، TSM ... و صهیونی بودن آنها) ، معنویت آنارشیستی (ایلیا رام الله گمراه کنندۀ جوانان، پائولو کوئیلو فاسد، کافر، مشرک و صهیونیست، و شیطان پرست بودن رؤسای جمهور آمریکا و اروپا و حتی رهبر مسیحیان جهان)

http://ayahra.org/index.php?option=com_content&task=view&id=2418&Itemid=1

 

 

   ایلیا – ایلیا رام الله – ایلیا میم – پیمان فتاحی – جمعیت ال یاسین– الیاس رام الله – فتاحی – ال یاسین – استاد ایلیا – ضد فرقه – ایلیا میم رام الله –

 

 

سازمان تبلیغات اسلامی - نمایشگاه - جنگ نرم - فیلم - نبرد - آخر زمان -  خیر و شر - مسیحیان – یهودیان -  تخریب –پائولوکوئیلو - کتاب - مقاله -  جمهوری اسلامی - شیطان پرست –رئیس جمهور آمریکا - بوش – اوباما - وزیر امور خارجه - اروپا - روزنامه - جمهوری اسلامی ایران - کیهان - بازجو- امنیتی - ادیان – مذاهب- تحریف - تیم بازجو- اسناد معتبر - صداوسیما - پلورالیزم - شبکه - ماهواره – BBC - VOA - بهائیت - جنگ سرد - دیجیتالی - فاسد - فیس بوک - مایکروسافت – اینترنت - تاریخ – سینما- فراماسون - فرقه – تروریست – کودتا – درویشان – سکولار - عرفانهای نوظهور 

 

 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
تگ ها :

ایلیا رام الله؛ عصاره و برآیندی از اساتید بزرگ معنوی و معلمان بزرگ باطنی

ایلیا رام الله؛ عصاره و برآیندی از اساتید بزرگ معنوی و معلمان بزرگ باطنی

استاد ایلیا رام الله در میان پیروان خود، به نام‌های متعددی خوانده شده. برخی از پیروان استاد او را «آواتار» به معنی «تجسّم جریان حقیقت»، «روح مجسّم حق» و «تجسّم الهی» نامیده‌اند.

«بنی سماء لقبی است که از جانب ایشان به او داده شده. سنش حدود بیست و پنج سال است. تحصیلات او اندک و ناچیز است و بقول خودشان «یک روز همان اندک اندوخته را هم سوزاندم به فراموشی سپردم». درباره‌ی تولدش حکایت شگفت‌انگیزی نقل می‌شود...

او در قالب‌های شخصیتی متعدد و گاه بظاهر متفاوتی در اجتماع ظاهر شده. شخصیتش بسیار اسرار آمیز و چند پهلوست. به گونه‌ای که گاهی بیننده را میان ایمان و تردید حرکت می‌دهد. او در پس حجاب‌های ارادی و در ناشناختگی زیسته، با آنکه بسادگی در میان اجتماع زندگی کرده. نقش‌های ظاهری گوناگونی را در میان دوستان و بستگان خود و حتی گاهی در میان مریدان خود، ایفا کرده که آنرا عامل پنهان ماندن از «نگاه غیر» و راهی اساسی برای تعلیم و القاء حضور خداوند می‌داند.

آواتار از حلقه‌های متصل «ماها ...» معلّم اعظم حق و قطب الهی در زمین می‌باشد. از «ماها ...» در نقاط مختلف جهان به نام‌های گوناگونی یاد می‌شود. او تنها معلم جهانی است و در رأس نظام اساتید حق و معلّمین راستین الهی در زمین قرار دارد ...

استاد رام‌الله یکی از اساتید پنجگانه‌ی حق در عصر کنونی است.

از شاگردان آواتار درباره‌ی او حرف‌های بسیار عجیبی شنیده می‌شود. تجاربی شگفت‌انگیز از اعمال خارق‌العاده مشاهدات و گزارشات متعددی درباره‌ی تجلّیات قدرت خدایی و شعور الهی او. این تجربه کنندگان هنوز زنده و حاضرند. و البته یکی دو نفر هم نیستند. آنان از قدرت خلاّقه و همچنین نیروی ویرانگر کلام آواتار حکایت‌ها دارند و با اعتقاد کامل، و بر اساس دلایل و علائم روشن بر این واقعیّت معترفند که «آنچه او بگوید، همان می‌شود، و اینکه «او خبر دارد». آنها به این موضوع ایمان دارند که «او از اراده‌ی الهی برخوردار است». اینها نتیجه‌ی نظرات و مشاهدات حلقه‌های استاد و مریدان نزدیک اوست. این مریدان از پیشگویی‌های و پیش بینی‌های بسیاری از وقایع کوچک و بزرگ توسط «بنی سماء» سخن می‌گویند.

اما برای پیروان خارج از حلقه هم تجارب دیگری وجود داشته که بسیار قابل توجه می‌باشد. من جمله اینکه، آواتار توانسته عشق الهی و ایمان به خدا و غیب را در افراد مورد نظر خود احیاء کند و حضور الهی را در زندگی افراد غافل، و به دور از مذهب و معنویت انتشار دهد. قدرت و انرژی عجیبی در کلام و حضور او جریان دارد. چیزی مانند «مغناطیس الهی» و «امواج نیرو بخش».

استاد مریدان خاصی دارد که ایشان نیز دارای توانایی فوق العاده‌ی روحی می‌باشند... او یک استراتژیست و تئوریسین الهی تمام عیار است. نظرات و دیدگاه‌های او درباره‌ی مسائل و موضوعاتی که انسان و جامعه با آن رو به روست، بدیع و خیره کننده است ...

تسلط آواتار در علوم باطنی و موضوعات ماورایی، واقعاً حیرت انگیز بوده و شیوه‌ای تفکر، و روش‌های مشاهده و اندیشیدن او به راستی استثنایی است.

با تمام این حرف‌ها و با اینکه او بسیار پیچیده و اسرار آمیز به نظر می‌رسد امّا در عین حال به طرز عجیبی ساده و معمولی است.

در ارتباط با سایرین او ساده زندگی می‌کند، ساده می‌گوید، ساده رفتار می‌کند و به سادگی تعلیم می‌دهد.

او درباره‌ی خود ادعایی نداشته و خود را بعنوان خدمتگزار خداوند معرفی کرده. او به معمولی بودن خود بسیار اشاره می‌کند و همه‌ی علائم خارق‌العاده را به «روح خدا» نسبت می‌دهد.

او از «روح خدا» به عنوان حامی، پشتیبان و راهنمای خود یاد می‌کند. مریدان نزدیکتر می‌گویند که «روح خدا» در او حلول کرده و جاری است». هر چند استاد در این گونه موارد «سکوت» اختیار می‌کند.

مطابق علائم و نشانه‌ایی که در متون باطنی شرق وجود دارد او یک «آواتار» و در عین حال «سات گورو» می‌باشد.

درباره‌ی اینکه او کیست، نظرات مختلفی ابراز شده مثلاً اینکه او «فلان فرد است» ولی او همه‌ی این حرف‌ها را موهوم و موهوم پرستی و زائد و بیهوده خوانده.

یکبار در پاسخ به این سوال که شما که هستید فرموده: «من کسی دیگر نیستم. من خودم هستم، همانم که هستم.»

استاد در مناطق مختلف پیروانی دارد که شمار آنان به هزاران تن می‌رسد. اما او پیروان راستین خود را بسیار اندک می‌داند. آواتار به انسان‌های گمراه و در انحرف، به افرادی که در ظلمت و تاریک گرفتارند و کسانی که در جهل و نادانی‌اند، توجه خاصی دارد. در واقع اکثر مخاطبانش، از همین اقشارند که البته اینان اکثریت مردم را تشکیل می‌دهند.

استاد اشاره دارد که دنیای اینان را کاملاً مشاهده کرده و بخوبی می‌شناسد. همین باعث شده که ارتباط او با چنین مردمانی بسیار عمیق و قدرتمند باشد.

همچنین او از افراد متکبّر، متعصّب، بدبین و مردد، و اشخاص عالم‌نما گریزان است.

تعلیمات آواتار، «هنر زندگی متعالی» و همچنین، «حرکت الهی» نامیده می‌شود. جوهر تعالیم او، دریافت حضور الهی و آشکاری عشق به خداوند است که به آن «عاشقانه زیستن در حضور الهی» گفته می‌شود. تعالیم استاد رام‌الله، بر اصولی معین و پایه‌هایی معلوم قرار دارد.

هنر زندگی متعالی، نه شریعتی جدید است و نه طریقتی تازه، «تفسیر و مفهوم کلام خداوند زنده در زمان کنونی» است.

اساس تعلمیات استاد رام‌الله «حقیقت گرایی» (هستی گرایی، حضورگرایی، ...) به جای موهوم‌گرایی است. و این همان، خداگرایی (خدا پرستی، خداخواهی، خدامحوری، خداتوجهی، خدابینی، و خداشیفتگی...) در برابر خودگرایی (خودپرستی، خودخواهی، خودبینی، خودشیفتگی و خودمحوری...) است. در هنر زندگی متعالی بر کیفیت و باطن گرایی در برابر ظاهر گرایی، و زنده‌پرستی در برابر مرده‌پرستی تأکید می‌شود.

استاد رام‌الله چکیده‌ی کلام و آموزش‌های خود را در «وحده‌ لا اله ‌الّا هو»[1] بیان می‌کند و وظیفه‌ی خود را تعلیم و تحقق آن می‌داند. او بر پیوند و نزدیکی میان ادیان، ملت‌ها و جریانات گوناگون تأکید دارد.

...

بشر به انقلاب آگاهی و تحوّلی باطنی، به شدت نیازمند است. تحولی بزرگ که به آشکاری حقیقت و حضور الهی در جهان منجر خواهد شد. خداوند به این نیاز حیاتی بشر، پاسخگوست و او را از مرگ و رنج و بیماری، نجات می‌دهد. نجات و تعالی بشر، در بازگشت به حضور الهی و رهاییش در وصل به اوست.»

«جمعی از دوستداران استاد رام‌الله»

 

 

 

http://www.oloomebateni.com/Bultan/2314

 

 

  ایلیا – ایلیا رام الله – ایلیا میم – پیمان فتاحی – جمعیت ال یاسین– الیاس رام الله – فتاحی – ال یاسین – استاد ایلیا – ضدفرقه – ایلیا میم رام الله - زندگی- حرکت- الهی- عاشق- شریعت- طریقت- تفسیر- کلام- خداوند- زمان- حقیقت- تعلیم- باطن- ظاهر- زنده- مرده- چکیده- ملت- ادیان- انقلاب- تحول- رنج- بیماری- مرگ- رهایی- نجات- جهان- آگاهی

 

 

 

خدا - تصاویر جالب – جدیدترین اخبار – قشنگ ترین جملات – سیاسی – بزرگترین سایت – خبر – ضرب المثل – قرآن - فرقه – انحرافی – خبر دستگیری - زندان- دستگیری – بازداشت – وزارت اطلاعات –  اسارت – وضعیت زندان های ایران - تجاوز در ایران – اخبار تجاوز – تجاوز - خبر – موج سبز- کروبی – موسوی - نقض حقوق بشر در ایران –  جنبش سبز – اوباما – حقوق بشر – دانشجویان – کارگران - زنان – معلمان - بانکی مون – تفکیک دانشگاه ها – تفکیک جنسی - جنبش های معنوی – دالای لاما - اسانلو - حذف یارانه ها – رکورد اقتصادی – هسته ای – انرژی هسته ای - بالاترین – وبلاگ – فیس بوک – سایت – کار – پیدا کردن کار – کاریابی – اینترنت – کاریابی اینترنتی - عکس – فیلم – دانلود فیلم - دانلود موزیک - دانلود موسیقی -  دختر – همشهری – دانلود – download – حافظ – مولانا - طالع بینی – خدا

 

 



[1] - در ذهنیت بسیاری از فرهنگ‌ها و ملل نسبت به عبارت «لا اله الّا الله» حالتی متعصبانه و نسبتاً منفی وجود دارد.. شاید تأکید بر «لا اله الّا هو» به همین دلیل باشد.

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸
تگ ها :

نامه سرگشاده جمعیت ال یاسین به رهبران دنیا بعد از سومین دستگیری استاد رام الله

به نام آزادی

با سلام و درود فراوان

جمعیت اِل یاسین[1] و رهبر و معلم ما استاد الیاس[2]، بیش از سه سال است که تحت فشارهای روزافزون، تخریب های همه جانبه و تهاجمات شبانه روزی قرار دارد. طی سه سال گذشته تعدادی از اعضاء ال یاسین زندانی شدند و تحت فشارهای خرد کننده از آنها خواسته شد که بیایند در رادیو، تلویزیون و دیگر رسانه ها بر ضد معلم و رهبر ما اعتراف کنند که به خواست خداوند تا حدود زیادی در این کار ناموفق بودند. ساخت دهها برنامۀ رسانه ای، ساخت سریال های رادیویی و تلویزیونی، درج مقالات تهاجمی و تخریب در روزنامه هایی که ارگانهای اصلی و سخنگویان شناخته شدۀ حکومت اسلامی محسوب می شوند (کیهان، جمهوری اسلامی، رسالت و ...) درج صدها مقاله اینترنتی در سایت های مختلف امنیتی- خبری تنها بخشی از تهاجم متمرکز جمهوری اسلامی بر علیه جمعیت ال یاسین و رهبر و معلم ماست. در این سه سال، معلم ما یک سال را در انفرادی گذراند که به دلیل شدت خونریزی ها (از گوش و بینی) و افشا شدن گستردۀ شکنجه ها (از طریق رسانه های آزاد مانند VOA) از زندان انفرادی آزاد و مدت ها در حصر خانگی قرار داشت اما جلسات احضار به بخش امنیتی ادیان و مذاهب در این زمان هم، بصورت هفته ای دو مرتبه ادامه پیدا کرد.

اتهام اعضای زندانی شدۀ ال یاسین یک چیز بود: ارتباط با استاد الیاس. اما اتهاماتی که دایره مذاهب اطلاعات برای معلم ما مطرح کرد عبارت بودند از: بوجود آوردن جمعیت ال یاسین [که در رسانه ها بصورت فرقه سازی مطرح می شد و توسط شکنجه گران بعنوان ابَرفرقه عنوان می گردید.] اشاعۀ اسلام غیرشیعی [که منظور همان اسلام رحمانی، میانه رو، نرم و صلح جو است]. گسترش پلورالیزم معنوی و لیبرالیزم دینی در جامعه. توهین به مقدسات [در واقع توهین به روحانیت ارشد حکومتی]. تبلیغ علیه نظام اسلامی. تلاش برای التقاط اسلام با مسیحیت [که واقعیت آن نزدیکی و پیوند ادیان است] نوشتن کتب ضد مذهبی [بیش از 43 تألیف استاد الیاس که هیچ ارتباطی با تبلیغات ضد مذهبی نداشته و در زمینه های متنوع و مختلف است، آثار شیطانی و انحرافی و گمراه کننده نامیده شد] ایجاد تشکیلات گستردۀ ضد حکومتی [که این شبکه ها چیزی نیست جز مجموعه ای از NGO ها در زمینه های تحقیقی، تفکری، مدیریت، آموزش معلمان تفکر، محیط زیست، تربیت مدیر و مدرس، معنویت مدرن ... و بیش از ده نشریۀ تفکری و تحقیقی در زمینه های مختلف]

بعد از ناکام ماندن این اتهامات (به دلیل حمایت مردمی و رسانه ای) دایره مذاهب اطلاعات رویکرد دیگری را برای محکومیت استاد الیاس اتخاذ کرد: مقایسۀ معلم ما با افرادی که سابقه ای سیاه و منفی در اذهان عمومی و در ذهنیت قضات و مقامات دیگر دارند. ویژه نامۀ سراب [در کنار سایر شماره های خود مانند ایالات شکست خورده[آمریکا]، لابی اسرائیل، بهائیت، حزب الله الگوی مقاومت و انقلاب ونزوئلا و جهانی سازی] ضمن اختصاص دادن دو ویژه نامۀ کشوری خود به این مبحث استاد را با صدام و (در عین تناقض) با منصور حلاج (که در نزد فقهای شیعه منحرف و گمراه بوده) مقایسه می کند. صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در ویژه نامۀ پرتیراژ خود او را در کنار لی هنگ جی [با این تیتر: خدایی که به آمریکا فرار کرد] رهبر اپوزیسیون معنوی چین قرار می دهد. روزنامۀ جمهوری اسلامی (ارگان حکومت اسلامی) تیتر می زند «خدایی که فرزند سیزدهم است» و رسانه های آزاد خبری را به دلیل انتشار اخبار مربوط به شکنجه ها و خونریزی های الیاس، به آتش افروزی و توطئه متهم می کند. این ارگان حکومتی خونریزی های تحت شکنجۀ استاد (از بینی و گوش) را خونریزی معده!! عنوان می کند. کیهان (معروف ترین سخنگوی حکومت اسلامی) با استناد به مطالبی از اولین کتاب الیاس که در سن 23 سالگی ایشان منتشر شده است، او را در کنار دالایی لاما، سایی بابا (رهبر معنوی هندی)، اشو راجنیش (معلم بزرگ هندی که به قول حکومت اسلامی، غرب را به فساد کشیده است)، پال توئیچل (بنیانگذار مکتب اکنکار) و کریشنا مورتی، بعنوان سرچشمۀ تهدیدات جدید فکری و معنوی برای ایران و اسلام معرفی می کند. تعداد زیادی از نشریات و سایت ها و نویسندگان روحانی به تبعیت از دو ارگان اصلی رسانه ای حکومت اسلامی (کیهان و جمهوری اسلامی) عیناً همان حملات را با شدت های مختلف تکرار می کنند: مهر نو، رسالت، جوان، زن روز، روزهای زندگی و ... خبرگزاری فارس، جهان نیوز، ادیان نیوز و ... سپس، طبق برنامه ریزی دایره مذاهب برای تحریک بیشتر مراکز مسئول، رهبر ما با مارتین لوتر (بنیانگذار مذهب پروتستان)، مارکس و گاندی مقایسه و خطر او با تصویر سازی های جدید به دیگر نهادهای حکومتی یادآوری می شود. دایره مذاهب در مهر نو، او را جنجالی ترین و در عین حال پرطرفدارترین فرقه ای می داند که طی دو دهۀ گذشته در ایران ظهور کرده است.

حوزۀ علمیۀ‌ قم و سازمان تبلیغات اسلامی که پایگاه مرکزی روحانیت شیعه محسوب می شود در بولتن های رسمی و پرتیراژ و نیز در سخنرانی های تحریک کننده در محافل مذهبی و امنیتی او را ساحر و جادوگر و دیوانه می خواند و سپس تأکید می کند که حکم ساحر در اسلام و قوانین ایران اسلامی مرگ است و اجرای احکام اسلامی بر همۀ مسلمین واجب است. همین نهاد مرکزی روحانیت شیعه، علاوه بر تولید فیلم های تحریک کننده دربارۀ استاد الیاس و جمعیت اِل یاسین در نمایشگاه بین المللی قرآن در تهران (1389) نرم افزار های ویژۀ‌ استاد الیاس (ایلیائیزم) را در کنار نرم افزار تخریبی وهابیت، صوفیه، راجنیشیزم و بهائیت بطور گسترده روانۀ بازار کرد. نهاد ارشد مذهبی – امنیتی ایران موسوم به دایره مذاهب اطلاعات صرفاً به عملیات روانی، تبلیغاتی یا زندان و شکنجۀ استاد و پیروان او بسنده نکرد بلکه برای فشار بیشتر به استاد برای توبه رسمی در تلویزیون جمهوری اسلامی و اعلام رسمی انحلال جمعیت و آموزش ها، دست به بازداشت و آزار و اذیت خانوادۀ استاد زد.

دو تن از برادران ایشان دستگیر شدند که یکی از آنها به دلیل شدت شکنجه ها فوت کرد و نفر دوم بعد از شش ماه آزار و فشار، به دلیل عدم اثبات اتهامات آزاد شد. همسر استاد، دوبار، که یک بار آن در زمان بارداری ایشان بود دستگیر و روانۀ انفرادی شد... کتاب های استاد در کنار کتب مرتبط با دالایی لاما و جریانهای بزرگ معنوی و مذهبی از بازار کتاب ایران جمع آوری شد. نصب تصاویر استاد در بزرگراه های تهران یا شعارنویسی در حمایت از ایشان در تهران و شهرستان ها عملاً مساوی شد با زندانی شدن اعضایی از ال یاسین. حتی حکومت اسلامی استفاده از اسم ایلیا را طبق بخشنامه ای برای ثبت احوال ممنوع اعلام کرد. البته در مقابل این فشارها جمعیت ال یاسین ساکت نماند. تولید بیش از چهارصد فیلم واکنشی کوتاه، تهیۀ بیش از نود و سه کتاب در ارتباط با استاد و تعالیم او، خروج بعضی از مسئولین ال یاسین از ایران و شروع به فعالیت آنها در اکثر مناطق جهان از جمله این تلاش ها بود اما این فعالیت ها در مقابل حجم عظیم امکانات و تهاجمات نهادهای مذهبی امنیتی ایران بسیار اندک بوده و هست. برای همین منظور ما به شما نامه نوشتیم تا ضمن اشاره ای گذرا به گوشه ای از وقایع رخ داده، از شما بخواهیم از جمعیت ال یاسین و از معلم و رهبر ما هر طور که مناسب می دانید حمایت کنید. آنچه در این نامه بیان شد گوشه ای است از کل وقایع و مستندات و شواهد آن، جزء به جزء موجود است.

جمعی از اعضای مرکزی انجمن متفکران محققان – شاخه برون مرزی

سلام و درود خداوند بر بندگان صالح و صلح جوی الاهی

 

 

  ایلیا – ایلیا رام الله – ایلیا میم – پیمان فتاحی – جمعیت ال یاسین– الیاس رام الله – فتاحی – ال یاسین – استاد ایلیا – ضد فرقه – ایلیا میم رام الله

 

 

نامه - رهبر – رهبران - وزارت اطلاعات – سرکوب – دستگیری – بازداشت – زندان شکنجه – حصر خانگی – اعتراف – احضار – افشا – افشاگری – انفرادی - کیهان – رسالت – جمهوری اسلامی - صدای آمریکا – VOA - پلورالیزم - محرمانه – فیلم – تهران – جهان – جهانی – عرفان های نوظهور – عرفان – جریاه های معنوی – نامه سرگشاده –   -   – بزرگترین سایت دانلود فیلم و موزیک و دوستیابی – دانلود-آخرین ورژن نرم افزار-کلیپ موبایل-تم موبایل-دانلود جدیدترین نرم افزار-سایت دانلود نرم افزار-دیکشنری موبایل-تم موبایل

 

 

 



[1] - جمعیت ال یاسین، بزرگترین جمعیت تفکری و تحقیقی ایران بوده که گاهی با عنوان انجمن متفکران و محققان شناخته می شود. دانشجویان ، فارغ التحصیلان دانشگاهها، هنرمندان و فرهنگیان عمده ترین قشر تشکیل دهندۀ جمعیت ال یاسین می باشند

2- پیمان فتاحی که در بین شاگردان و طرفدارانش به الیاس، ایلیا میم و ایلیا رام الله معروف است.

 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥
تگ ها :

خبر دستگیری ایلیا میم رام الله تایید شد

اطلاعیه دفتر روابط عمومی انجمن متفکران و محققان

با سلام

در پی انتشار خبر دستگیری استاد ایلیا (رهبر جمعیت اِل یاسین و مسوول انجمن متفکران و محققان ایران ) خانم دکتر کی نژاد، سخنگوی جمعیت در انگلستان درباره ی صحَت این خبراعلام کرد که خبر درست است و استاد ایلیا به همراه تعدادی از اعضای انجمن متفکران و محققان ایران دستگیر شده اند اما ساعاتی بعد از بازداشت کلیه ی دستگیرشدگان آزاد شده اند.

همچنین بعضی از شاگردان استاد هم که پنج شنبه 30/4/90 در تهران دستگیر شده بودند در روز شنبه 1/5/90 از بازداشتگاه آزاد شده اند بنابراین درحال حاضر هیچ یک از اعضای انجمن متفکران و محققان ایران در زندان یا بازداشت به سر نمی برند.

لازم به ذکر است که خبرفوق توسط افراد زیرنیز تایید شد. خانم میترا صالح زاده (سردبیر نشریه علوم باطنی وازاعضای انجمن)- خانم سارا یوسف پور(سردبیر نشریه ی اخبار و افکار و از اعضای انجمن) – خانم مهندس شیرین زندی (سردبیر نشریه ی هنرهای زیستن واز اعضای انجمن)-  آقای مهندس محمد اصغری نیا (مدیر مسوول نشریه حرکت دهندگان و از اعضای انجمن)- همچنین آقای مهندس حمید همتی، مهندس حسن سلطانعلی، مهندس آرین پناه پور ومهندس شهروز جمیلی (از مدرسان انجمن)

قابل توضیح است که دستگیری استاد ایلیا به همراه تعدادی از اعضای انجمن متفکران و محققان ایران (در جنگل نور) همزمان با دستگیری روز پنج شنبه نبوده و قبل از آن رخ داده است.

2/5/1390 روابط عمومی انجمن متفکران ومحققان

 

 

ایلیا میم – استاد ایلیا - رام الله – استاد ایلیا میم رام الله - پیمان فتاحی – پیمان ف- ایلیا – ال یاسین –حقوق بشر – انجمن متفکران و محققان

 

  فرقه – انحرافی – خبر دستگیری - زندان- دستگیری – بازداشت – وزارت اطلاعات

 


 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٢
تگ ها :

بیانیه شماره دو «جمعیت ال یاسین»

«هوالحی» 

بیانیه شماره دو «جمعیت ال یاسین»

«خطوط حرکتی و شعارهای ضروری – 1»

آبان ماه 1386

1.      عهد خود را روح خود بدارید.

2.      تقیه را (با ده سوال) بفهم و اعمال کن.

3.      مبارزه را بیاموز. اصول و روش های مبارزه را، نامحسوس، تمرین و تجربه کن بخصوص روش آب، کشش همسو و مبارزه آینه ای را... مبارزه ایلیاسا را.

4.      اوضاع و شر ایط را (حداقل با یازده سوال) تحلیل و درک کن و دیگران را به ادراک اوضاع برسان.

5.      ایمان و وفاداری ات را، محبت و غیرتت را، و ارتباط زنده ات را در این فرصت قوی تر و شدیدتر کن. این از بهترین فرصت هاست.

6.      در این شرایط، به شدت مراقب آزمون ها و غربال ها و سقوط ها باش.

7.      اگر می فهمی یا می توانی بفهمی پس تو نسبت به فهماندن و نجات دادن دیگران مسئول و موظف هستی. مسئولیتت را تماماً به انجام برسان.

8.      استاد را در قالبهای دیگر تجربه کن او را در آهنگ های دیگر بشنو و او را با حداکثر هوشیاری و احتیاط دنبال کن.

9.      این یکی از بحرانهاست همه زندگی و برنامه هایت را با شرایط بحران هماهنگ و متناسب کن.

10.  او در موضع آزمونگری و عیارسنجی است.

11.  قدم ها و حرکات ثابت و متغیر مبارزه تو در هر شبانه روز معلوم باشد.

12.  سر را از دست و پا تفکیک کن. تفاوت پر و بال و پرنده را درک کن. فاصله میان بالا و پایین را، میان نور و سایه را و جسم و روح را متوجه شو.

13.  هر اتفاق و تغییری را تحلیل و هر احتمال وقوع را تدبیرکن.

14.  در عین آشکاری، ناشناختگی را یاد بگیر و بدون ردها و حساسیت ها، برای نااهلان، ناشناخته باش.

15.  تفرقه و نفاق و منافق را بشناس و آن را از کار بینداز.

16.  نگذار دشمن ایمان و وفاداریت را زخمی کند و بمیراند. نگذار بینش های نورانی و اندیشه های الهی تو را تخریب کند و نگاهها و اعتقادات تو را آنطور که می خواهد شکل دهد.

17.  هر حرکت دشمن را با هزار حرکت ماندگار و هماهنگ و موثر پاسخ ده.

18.  حیله ها، حقه ها و دروغ ها و مکرهای دشمن را بشناس و افشا و خنثی کن.

19.  معیارهای مبارزه را رعایت کن و خطوط قرمز، نارنجی و زرد را اعمال کن.

20.  روش خداوند نرمی و محبت است و سپس تدبیر و سیاست و اگر این دو کارساز نبود، آنگاه قدرت و شدت

21.  تفسیر و مکروا و مکر الله را و تبیین آن را در این زمان درک کن.

22.  جدال با نظام اسلامی، انحراف است و جدال با جلادان اسلام و منافقان عین هدایت است.

23.  ید الله مع الجماعه. متحد باشید زیرا خدا با اتحاد است و شیطان با تفرقه می آید.

24.  قرآن، کلام خدا را و متن های راهنما و بینش دهنده را با توجه و تفکر مرور کنید و از آنها نور و نیرو بگیرید.

 

شورای رهبری ال یاسین

 

 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٢
تگ ها :

← صفحه بعد صفحه قبل →