فرقه یا ضد فرقه ، گفت و شنود با ایلیا میم رام الله

جمعیت ال یاسین هرگز فرقه نبوده

ما هرگز فرقه نبودیم و نیستیم. بلکه جمعیت ال یاسین، رویکرد و برنامه های ضد فرقه گرایی داشته است. برای این واقعیت، حداقل بیست و هفت دلیل محکم وجود دارد. تشکل های مردمی ما هرگز فرقه نبودند. این تشکل ها همانند تشکل های مردمی [تشکل های غیردولتی؛ NGO] در دیگر نقاط دنیا بودند. در اینجا چون می خواستند ما را، مرا و همۀ ال یاسین و الاهیون را متهم کنند و به دنبال یک بهانۀ مشترک و همه گیر بودند، بجای استفاده از عبارت تشکل های مردمی و غیردولتی [NGO] از کلمۀ فرقه استفاده کردند. شاخه درخت را، شاخ نامیدند. راه را چاه گفتند. دوا را درد خواندند و پرندگان را خزندگان نامیدند تا توجیهی بظاهر موجه برای برخوردهای قبلی و برنامه های بعدی، به افکار عمومی ارائه شود.

اتهام فرقه به همین سادگی بوجود آمد. همانطور که یک کوه، چاه نیست و یک چاه نمی تواند کوه باشد، جمعیت ال یاسین نیز فرقه نبود و یک فرقه هرگز نمی تواند چنین جمعیتی باشد و اینجاست که آن بیست و هفت دلیل اقامه می شود. یک جنگل درختان میوه، خارزار نیست اما اگر کسی بخواهد همۀ جنگل میوه را به آتش بکشد، برای آنکه زمینه سازی کند، افکار عمومی را با خود همراه کند، قانون را هم نظر کند، هر اعتراض یا سؤالی را از قبل خفه کند و بر وجدان و قلب خود سرپوش بگذارد، کافی است از اینجا شروع کند که بگوید آن جنگل یک خارزار است و همۀ میوه های آن سمی هستند یا توهم اند و وجود ندارند.

کوه بزرگ و پر از معدن جواهرات و آبهای شفابخش را می شود نابود کرد و اما اینکار را به اسم پرکردن یک چاه خطرناک که ممکن است جان هر رهگذری را بگیرد، انجام داد. برخی از فرقه های مسلمان، خون شیعیان را مباح می دانند. اما چون با این واقعیت مواجه می شوند که اینها هم مسلمانند فقط یک کار کوچک انجام می دهند. بجای شیعه می گویند اینها کافر و بدعت گذار هستند و با این تغییر واژه، زمینه های لازم را فراهم می کنند. بعضی از قدرتهای جهانی، مخالفان خود را تروریست و آشوبگر می نامند تا بستر برخورد با آنها را فراهم کنند. بعضی ها نزول خوارند اما برای حل مسئله از ابعاد مختلف می گویند این نزول نیست، بهره و سود است. این مثال در رفتار آدم های تحریف گر یا قدرتهای زورگو فراوان است...

ما فرقه نیستیم به همان دلایلی که یک کوه نمی تواند یک چاه باشد و به همان دلایل که یک جنگل بزرگ میوه نمی تواند یک خارزار باشد. ممکن است بین کوه با چاه تشابهاتی جزئی وجود داشته باشد و مثلاً در هر دو سنگ یافت شود و هر دو دارای خطراتی باشند؛ یا یک خارزار ممکن است از جنبه های جزئی شبیه به یک جنگل میوه باشد اما همۀ چیز ها در این جهان از جهاتی می توانند شبیه هم باشند حتی چیزهایی که با هم در تضاد ظاهری هستند. ممکن است ما هم در شرایطی شبیه به فرقه شده باشیم همانطور که ممکن است یک قطعه ابر باران زا شبیه توده ای فشرده از دود باشد که در واقع دود نیست و باران متراکم است. انسانهای ظاهراً خوب و بد هم تشابهات فراوانی دارند. سازمانهای مافیایی و سالم شباهتهای متعددی با هم دارند. میان آب و آتش هم می توان شباهتهایی یافت. اگر معنای فرقه را معنای مصطلح و عمومی و جهانی آن بگیریم یعنی چیزی مانند صدها فرقۀ اسلامی، یهودی یا مسیحی، این تعریف بطور واضح و صریح در بارۀ ال یاسین مردود است. چون اعضاء ال یاسین همه دین و مذهب خودشان را داشتند و این دین و مذهب نه تغییری کرده بود و نه قرار بود در آینده های دور هم تغییر کند. همین یک سند در کنار اسناد بسیار و ناگفته، برای نگاه به واقعیت کافی است. مثل اینکه می گوییم آنجا جنگل است و خارزار نیست و برای اثبات آن کافی است نگاهی بیندازی و ببینی آنها درختان میوه اند نه علفهای هرز و خارهای خشکیده. یک فرقه به معنای عمومی و فراگیر آن، پایه ها و ارکان معلومی دارد. هویت فرقه ای می خواهد، یعنی اعضاء آن در پاسخ به سؤال من کیستم باید بگویند مذهب ما آن است. وقتی از کسی می پرسی مذهب تو چیست می گوید شیعۀ دوازده امامی، سنی شافعی یا حنبلی یا زیدی یا شیعۀ اسماعیلی یا می گوید مسیحی کاتولیک، پروتستان و ارتدوکس اما اگر در طول بیست سال گذشته از همۀ ال یاسین و الاهیون سؤال می شد که مذهب شما چیست فقط یک جواب داشتند. همان جوابی که قبل از آن داشتند. اکثراً می گفتند مسلمان و شیعه و کسانی هم که قبلاً مسیحی یا یهودی یا از ادیان دیگر بودند همان دین و مذهب را می گفتند. عبارت «فرقۀ رام الله» بعنوان یک هویت و جوابی به این سؤال، اولین بار از مراکزی شنیده شد که از مدتها قبل قصد برخورد داشتند و مشخص بود که این آغاز یک پروژۀ ویژه تهاجم است. هیچ کس از این هویت فرقه ای باخبر نبود چون وجود نداشت و برای اولین بار کسانی از آن حرف زدند که می خواستند بر اساس آن، برنامۀ برخورد را سازماندهی کنند. وقتی جمعی هویت فرقه ای معلوم ندارد، اگر به آن بگوییم فرقه، مثل این است که بگوییم یک توربین، پروانه ندارد.

... همۀ فرقه ها دارای این ویژگی شاخص هستند.

یک فرقۀ دینی قائل است که او تنها یا حداقل مهمترین و حقیقی ترین انعکاس و بیان کنندۀ آن دین اصلی و بلکه خود آن است و برای این ادعا تلاش می کند تا دلایلی را برای خود بیابد. مهمترین این دلایل، رابطه ویژۀ آن فرقه و بنیانگذار آن با بنیانگذار دین اصلی است. اما در روند تعلیماتی که ما داشتیم هرگز چنین چیزی گفته نشد. نه آشکارا و نه در خفا؛ حتی دشمنان هم که پیوسته در بارۀ ما شایعه می ساختند و اخبار و واقعیات را تحریف می کردند آنها هم چنین چیزی در بارۀ ما نگفتند و خودم هم به یاد ندارم که هرگز میان جمعیت ال یاسین و فرد رسول الله (ص) نسبتی قائل شده باشم. اکثر جمعیت ال یاسین شیعه هستند و از نظر مذهبی همان مذهب شیعه را داشتند و جز به آن قائل نبودند. هیچ وقت ادعای ارتباط با پیامبر اسلام (ص) یا ائمه هدی (س) را نکردم. نه در میان مردم، نه با خودم و نه در زندگی خصوصی. فرقه ها عموماً اولین بنیانگذار خود را دومین یا سومین حلقه از مقام مذهبی دین اصلی می دانند اما این موضوع با روش و تفکرات ما و آنچه تا امروز گذشته است بیگانه بود.

نمی توانم بگویم که مرا به اسم های مقدس صدا نمی زدند چون می زدند اما این اسم ها اکثراً نسبت مستقیمی با دین اسلام یا هر دین دیگری نداشتند. چند نفر بودند که نامه های متعددی می نوشتند و در نامه هایشان مرا به الفاظ مقدسی که با دین و مخصوصاً دین اسلام ارتباط داشت صدا می زدند مثلاً می نوشتند بقیه الله. به دوستان مربوطه گفتم به آنها تذکر دهند که موضوع را تکرار نکنند. اگر لازم شد تذکری مستقیم بدهند یا غیر مستقیم. در صحبتهای حضوری هم عموماً کسی از این اسامی استفاده نمی کرد. بعد از چند سال دیدیم که آن افراد، مرتبط با یکی از دستگاههای امنیتی بودند و در ارتباط با آنها عمل می کردند به همین دلیل احتمال دادیم که مجموعۀ رفتارهای آنها و من جمله همین بکار بردن عبارت بقیه الله و مانند آن که توسط همین چند نفر [کمتر از بیست نفر] انجام می شد، جزئی از برنامه هایی باشد  که بعداً ابعاد آن آشکارتر شد.

اکثر فرقه های مذهبی در جهان [همۀ فرقه های مذهبی از دیدگاه برخی از کارشناسان ادیان] می گویند ما برحقیم و ما عین همان دین اصلی هستیم. ما اصل و حقیقی هستیم [بقیه در انحرافند] و دلیل حقیقی بودنمان هم این است که بنیانگذار ما دارای نزدیکترین ارتباط با بنیانگذار دین اولیه است. فرقه های یهودی و مسیحی و اسلامی کم و بیش دارای همین ادعا هستند. ما نه فقط دیگران را رد نمی کردیم بلکه به عکس این اتهام، متهم بودیم. متهم به کثرت گرایی و تنوع خواهی اندیشه ای. ما را طرفدار پلورالیزم و لیبرالیزم و اشاعه دهندۀ فرهنگ تساهل و تسامح معرفی کرده بودند. ما می گفتیم که همۀ مکتبها و تفکرات مختلف دارای حق حیات بوده و برخوردار از حقانیت نسبی هستند، و آنها به این می گفتند تکثرگرایی و تبلیغ پلورالیزم.

اعضاء ال یاسین دارای انواع تفکرات مختلف و متنوع بودند و کسی آنها را از این کار باز نمی داشت. اکثراً شیعه بودند اما از ادیان و مذاهب دیگر هم در ال یاسین کم نبودند. اعضاء ال یاسین در دهها زمینۀ مختلف تحقیق و تفکر می کردند و بعضی از آنها به موضوعات و رشته های تحقیقی شان تعلق خاطر داشتند. در میان جمعیت، افراد مرتبط با جریانات فکری دیگری هم بودند و ما هرگز از آنها نخواستیم که از آن خارج و به دیگری وارد شوند. هرگز آنها را محکوم نکردیم بلکه همه را به تحقیق و یافتن و دیدن دعوت کردیم. یک فرقه اگر صادقانه بگوید که بقیه هم احتمالاً دارای حقانیت هستند، به حرکتی خطرناک دست زده است و حیات خود را در تهدید قرار داده است اما این چیزی بود که ما می گفتیم و می نوشتیم و در بارۀ آن گفتگو می شد...

یکی از عناصر اصلی فرقه ها که رکنی اساسی محسوب می شود عنصر نفی است. اکثر فرقه ها [از نظر بعضی از کارشناسان ادیان، همۀ فرقه ها در جهان] نیاز حیاتی به نفی دارند و رد کردن دیگران یکی از تدابیر اصلی حفظ و تداوم حیات آنهاست. فرقه ها می گویند دیگران باطل اند و ما برحق ایم و اگر هم در مواردی دیگر فرقه ها و جریانات را باطل نمی دانند، آنها را با وجود اندکی حقانیت، در مجموع منحرف و باطل می دانند. این ویژگی شاخص اکثر فرقه هاست. می گویند راه رستگاری و نجات ما هستیم و بقیه در گمراهی و هلاکت اند. اکثر فرقه های مسیحی، مسلمان، یهودی، هندویی، بودایی، چینی و آفریقایی همین را می گویند. بعضی از آنها تندروی بیشتری دارند و دیگران را چون مانند آنها نیستند، حتی مستحق مرگ می دانند. مانند برخی از فرقه های مسلمان که خون شیعیان را مباح و یا بعضی از فرقه های یهودی که مرگ فرق و ادیان دیگر را واجب می شمارند. فرقه ها عموماً باید دیگران را نفی کنند و صرفاً بر حقانیت خود دست بگذارند. و این مردود شمردن، فقط محدود به اندیشه ها و یافته های دیگری نیست بلکه بزرگان آن اندیشه ها را تخریب و رد می کنند. می گویند او نانها را برکت نداد و از آسمان ماهی نیاورد بلکه او در همدستی با پترس و جان این صحنه سازی را ترتیب داد زیرا قرار بود بعد از او پتروس جانشینش شود و جان به فرزندخواندگی مریم (ع) درآید. می گفتند او خود شیطان است چون می تواند ارواح شیطانی را از بدن انسانها خارج کند. یک فرقۀ ضدیهود همۀ اتفاقات و مستندات و وقایع این دین را ساختگی، جعلی و تحریف شده می داند و جزء به جزء آن را توضیح می دهد و بنابراین در اینجا تکلیف افراد مرکزی یعنی حضرت موسی (ع) و مسیحا (ع) روشن است. آنها به دروغگویی، سوء استفاده، چشم بندی، حقه بازی و شیادی متهم اند. مشابه همین اتفاق از جانب عاقلان دورۀ جاهلیت که جاهلان دورۀ عقلانیت هستند برای رسول الله، خاتم الانبیاء محمد مصطفی (ص) رخ می دهد و خداوند در قرآن می فرماید چنین وقایعی برای همۀ انبیاء و فرستادگان و منتخبین او اتفاق افتاده است.[1] همین اتفاق در بارۀ خود اسلام و مخصوصاً در بارۀ مذهب شیعه رخ داده است. بدترین اتهامات، تحریف ها، دروغ ها، فحاشی ها و توهین ها طی سالهای بسیار در بارۀ امیرالمومنین علی (ع) رخ داد. آموزه های شیعه تحریف می شد و برعلیه پیشوایان بزرگ شیعه و بویژه امام علی(ع) دسروغ ها و داستانهای ساختگی بسیار ساخته می شد. علی (ع) لعن می شد و این عبادت شمرده می شد...[2]

اگر فرقه ها دیگران را رد نکنند و باطل نشمرند، این خطر قویاً وجود دارد که پیروان آنها دچار چندگانگی فکری شده و دیر یا زود، دچار چندگانگی عملی شوند و برای ادامۀ زندگی با راههای مختلف و اندیشه های گوناگون مواجه شوند. همانطور که نفت آتش می گیرد و آتش گرفتن از مشخصات اصلی آن است، فرقه هم دیگران را نفی می کند. اما در جمعیت ال یاسین خود نفی، نفی شده بود. رد کردن و محکوم کردن دیگر اندیشه ها و جریانات مردود بود. تنوع اندیشه ها و گوناگونی افکار بالا بود. مرا یک مدتی متهم کردند که مسیح را تبلیغ می کنم. مدتی گفتند که اسلام را تبلیغ کرده ام. بعضی ها گفتند مبلغ اندیشه ها و مکتبهای شرقی، هندی و چینی ام. مدت کوتاهی مرا مبلغ کتاب مقدس و دین یهود و اندکی بعد مرا مدافع و مبلغ وهابیت قلمداد کردند و همۀ این حرفها در اخبار و سایتها و گزارشهای مختلف منعکس می شد. غیر از آنکه این اتهامات در تضاد و تناقض با هم بودند، خود بیانگر آن بودند که ما دیگران را نفی نمی کنیم بلکه قائل هستیم که آنها نیز بطور نسبی از حقانیت برخوردارند و این نسبت گاهی کم است و گاهی بیش. این اتفاق در اکثر الاهیون و ال یاسین هم رخ داده بود. آنها هم تک فکری و تک اعتقادی نبودند و ما با احیاء فرهنگ تفکر و آموزش روش های تفکر و سؤال سازی و برگزاری کارگاههای تفکری و مناظره و توصیۀ به آن، به این فضای تحقیق و تفکر و اندیشه ورزی، میدان بیشتری می دادیم.

ما فاقد صفت نفی بودیم بنابراین آن چیز نفت نیست چون نمی سوزد. و ما فرقه نبودیم چون جدایی طلب نبودیم. هرگز نگفتیم مرگ بر همه و درود بر ما. نه مستقیم و نه غیرمستقیم. بلکه گفتیم درود بر همۀ خداپرستان. درود بر همۀ حقیقت جویان. درود بر همۀ کسانی که در جستجوی نور و نجات اند. درود بر همۀ زندگان که به زندگی وفادارند. اما درود و سلام بیشتر بر آنانکه از نور و شعور بیشتری برخوردارند. درود و سلام بر آنانکه از حقانیت بیشتری بهره مند هستند. درود بر خدایافتگان که خداوند را خوب تر و زیباتر و دوست داشتنی تر از بقیه نشان می دهند. درود بر صالحان و همۀ کسانی که در فکر صلح و دوستی و پیوندند...

اگر مایعی نسوزد نمی تواند نفت باشد و اگر فرقه ای بر مرام جدایی و تفریق عمل نکند فرقه نیست. و ال یاسین فرقه نبود زیرا نه فقط دیگران را نفی نمی کرد و شعار او مرگ نبود بلکه یک ضدفرقه بود چون عملکرد آن ضدفرقه ای بود. دیگران را می پذیرفت و بر همۀ هدایت شدگان و معرفت داران یا هدایت جویان و معرفت خواهان درود و سلام می فرستاد. برخی از کسانی که در ال یاسین بودند خود به مکتبها و فرقه های دیگری تعلق داشتند اما کسی آنها را مجبور نکرد که اعتقادات خود را تغییر دهند یا به اعتقادات آنها توهین نکرد و مرگ بر آنها نگفت. ال یاسین فرقه نبود چون شعار او درود و سلام بود نه مرگ، پیوند بود نه جدایی.

فرقه ها عموماً دارای بنیانگذار و رهبری هستند که این رهبر نه فقط مدعی و قائل به رهبری مذهبی آن است بلکه خود را داناترین در دین [مربوطه] می داند و بر رهبری مذهبی خود تأکید دارد. این مثل سپاهی است که ضرورت دارد فردی که در رأس آن است قائل به فرماندهی نظامی خود باشد و در عین حال خود را داناترین شخصیت نظامی (به نسبت اعضاء سپاه) بداند و بر فرماندهی خود تأکید داشته باشد. بنده در طول دوازده سال فعالیت رسمی و اجتماعی و در همۀ سالهای قبل از آن قائل به این نبودم و نیستم که دارای سواد مذهبی ام یا کارشناس دینی هستم. بارها گفتم که رهبر هیچ فرقه ای نیستم و اساساً رهبر مذهبی نیستم. بارها گفتم که فرقه و فرقه گرایی را انحراف و مردود می دانم حتی اگر این موضوع بخواهد در ارتباط با خودم بوجود بیاید و این گفتن ها از طریق بیانیه های مختلف در نطق های عمومی، در جلسات نیمه عمومی و در مکتوبات بیان شده بود. آیا یک سپاه نظامی می تواند بدون فرمانده باشد؟ آیا فرماندۀ یک سپاه می تواند بگوید که من دارای سواد نظامی نیستم؟ آیا فرمانده می تواند بگوید که من فرماندۀ یک سپاه نظامی نیستم و نمی خواهم باشم؟ آیا اصلاً چنین سپاهی امکان وجود یا تداوم حیات دارد، یا بلافاصله منحل و از هم پراکنده خواهد شد؟ اگر یک پیشوای مذهبی، بوضوح اعلام کند که من پیشوای مذهبی نیستم، در امور مذهبی دخالت نمی کنم و با مسائل مذهبی افراد کاری ندارم، او دست به نابودی خود زده است.[3]

ما اینها را به همراه بسیاری از تصریحات دیگر، بارها و بارها گفتیم. هفته به هفته و سال به سال. حتی از این هم بدتر و شدیدتر گفتم. و گفتم که نه تنها چنین و چنان نیستم بلکه اساساً مذهبی هم نیستم. یعنی آن فرماندۀ مجازی بگوید من حتی در حد یک سرباز هم نیستم. این به معنای خودکشی فرقه ای است ولی از آنجا که ما از همان ابتدا فرقه نبودیم پس این اعلام ها و تصریحات هم موجب خودکشی ما نشد بلکه به ازدیاد حیات جمعیت انجامید.[4]

 

 

 


[1] بعضی از افراطیون یهود می گویند همۀ معجزات عیسای ناصری دروغ و چشم بندی بوده است و برای تک تک آنها توجیهاتی ارائه می دهند که به نظر هم درست می آید . عین همین اتهام را دشمنان دیگر انبیاء در زمان خود آنها بر آنها وارد می کردند . بعلاوۀ اتهامات مشترکی که همیشه دربارۀ منتخبان خداوند مطرح شده است و قرآن و کتاب مقدس پر است از اشاره به این موضوع . اتهام دروغگویی ، دیوانگی ، سحر و جادو، قدرت طلبی و غیره . دربارۀ عیسی هم می گفتند او همان تعلیمات کتاب مقدس را تحریف کرده و دارد با زبان دیگری می گوید . معجزات او دروغهایی ساختگی شمرده می شد که با مهارت ارائه می شوند . همین اتهامات دربارۀ عرفای بزرگ و اساتید هم مطرح شده است . مثلاً می گفتند منصور حلاج دروغگو است و دیوانه شده . در دادگاه او شهادت دادند که او شعبده بازی و چشم بندی کرده . می گفتند شمس تبریزی همجنس باز است به همین دلیل مولوی ... یا او را جادوگری قهار می دانستند که مولوی را با سحر خود به تسخیر درآورده است . اتهاماتی از این دست زندگی اکثر بزرگان تاریخ را از خود پر کرده است . عیسی هم یکی از این بزرگان استثنایی بود . منبع: عیسی و سایه ها.

[2]   یکی از بارزترین و مشهور ترین این تبلیغات سوء در زمان صدر اسلام و در زمان حکومت امامان شیعه صورت گرفته است. در زمان حکومت حضرت علی (ع) آنچنان تبلیغات سوء علیه مولای موحدان صورت گرفت که زمانیکه آن حضرت در محراب عبادت به شهادت رسید بسیاری از مردم می‌پرسیدند مگر علی نماز می‌خواند ؟!

 

[3] « بارها گفته‏ام که من نه روحانى‏ام و نه زاهد. نه قطبم و نه قدیس. و آنطور که گفته مى‏شود نه مذهبى‏ام، نه عارفم، نه معلم‏اعظم‏ام، نه آواتار و نه چیزهاى مشابه دیگر. من خودم هستم. خودِ خودم نه کسى دیگر. به هیچ وجه این و آن نیستم. بنده و مخلوق خداوندم. دوستان من کسانى هستند که مرا همانطور که هستم مى‏پذیرند و از سایر آشنایان مى‏خواهم که مرا در ذهن خود با کفر و شرک و پلیدى آلوده نکنید زیرا من همان هستم که مى‏گویم، نه بیشتر و اگر غیر از این باشد، ارتباط ما قطع خواهد شد و ما از همدیگر محروم مى‏شویم.» - ایلیا «میم»

 [4] فیلم مربوط به موضوع تحلیل اتهام فرقه علیه جمعیت ال یاسین، مبحثی طولانی است که لازم است در کتاب جداگانه ای مورد بحث قرار گیرد. در ادامۀ بحث فوق سایر دلایل فرقه نبودن ال یاسین و ضدفرقه بودن این جمعیت تشریح شده است که بازنویسی این فیلم در کتاب دیگری منتشر خواهد شد. ( به نقل از یکی از شاگردان ایلیا «میم» )

 

www.mansouroun.webs.com

 

 

مبارزه با فرقه ، جمعیت ال یاسین ، ضد فرقه ، ضد فرقه گرایی ، تشکل های مردمی ،NGO ، ال یاسین ، الاهیون ، اتهام فرقه ، مذهب ، مذهب شیعه، تفکرات ما ، تنوع خواهی اندیشه ای، اعضاء ال یاسین ، دین ، مذهب ،ال یاسین ، شیعه ، تحقیق و تفکر ، جریانات فکری ، مرگ فرق ، اندیشه های گوناگون ،نفیفرقه ، محکوم کردنفرقه ، تنوع اندیشه ها ، گوناگونی افکار، احیاء فرهنگ تفکر و آموزش ، روش های تفکر ، سؤال سازی ، برگزاری کارگاههای تفکری ، مناظره ، اندیشه ورزی ، خداپرستان،  ایلیا،ایلیارام الله،ایلیامیم،پیمان فتاحی،جمعیت الیاسین،الیاس رام الله،فتاحی،ال یاسین،استادایلیا،ضدفرقه،ایلیامیم رام الله

 

 

 

 فرقۀ رام الله ، اتهام فرقه ، فرقه های مسلمان، فرقه انحرافی  ، رهبر فرقه ، عامل سازمان سیا،مبلغ مسیحیت تحریف یافته، مبلغ طریقت منهای شریعت، فرهنگ مهدویت ، فرقه گرایی ، عرفان های وارداتی ، بانک اطلاع رسانی فرقه ،کافر ، بدعت گذار ، فرقۀ اسلامی، یهودی ، مسیحی، هویت فرقه ای ، فرقۀ دینی ، بنیانگذار فرقه ، عرفان حلقه ،دومین حلقه ، سومین حلقه ، اسم های مقدس ، فرقه های مذهبی جهان ، کارشناسان ادیان، پلورالیزم ، لیبرالیزم ، فرهنگ تساهل و تسامح ، تکثرگرایی ، تبلیغ پلورالیزم، از عناصر اصلی فرقه ها، فرقه هندویی، فرقه بودایی، فرقه چینی ،فرقه آفریقایی ، فرقه های مسلمان ، خود شیطان ، فرقۀ ضدیهود ، چندگانگی فکری ، چندگانگی عملی، تبلیغ مسیح ، تبلیغاسلام ، مبلغ اندیشه ها و مکتبهای شرقی، مبلغ اندیشه ها و مکتبهای هندی ، مبلغ اندیشه ها و مکتبهای چینی ،مبلغ کتاب مقدس ، مبلغ دین یهود، مدافع وهابیت ، مبلغ وهابیت ،مکتبها ، فرقه های دیگری ، پیشوای مذهبی، فرماندۀ مجازی ، فرقه کیهانی ، فرقه حلقه ، محمد علی طاهری ، دستگیری ، اعضای فرقه ، شبیخون فرهنگی ، فرقه شناسی ، توابین ، جریان انحرافی ، ادیان جدید ، نقد و بررسی ، صهیونیست ، سرکرده فرقه ، ترویج عرفان صهیونیستی ،جریان انحرافی ، نماد سازی  ، شیطان شناسی، فرقه شناسی ، جنگ نرم ، عرفان های نوظهور، فرقه های ضاله، عرفانهای نوپدید، نحله های نوظهور ، عرفان های کاذب ،  عرفان های جدید ، تاریخچه ، مسلک های عرفانی ، جریانهای معنویت گرای نوپدید ، رییس ، بنیانگذار ، نحله های انحرافی ، نحله های صهیونیستی ، فرق ضاله ، اسیب شناسی ، معنویت سکولار ، عرفان های عقل ستیز دین گریز ، ادیان و مکاتب ، معنوی ، فراروانشناسی ، ترویج عقاید انحرافی ، مرتد   ، شیطان پرستی ، مدعیان دروغین ، محقق ، بانک اطلاعات فرق ضاله ، گرایش جوانان ، نقد اراء ، بررسی جریان های ، میز گرد ،شبهه شناسی ، علی یعقوبی ،خرافه گرایی ،وهابیت،صوفیه،مسیحیت، یهودیت ،سبک ،هندویی ،برهمنی ،جاینی،بودایی،کنفوسیوسی،شینتوئیسم،تئوسوقیسم،شیطان برستی،فراماسونری ،بهائیت،یوگا،ذن،بودیسم،شمنیسم،یوگاناندا،رام الله،ایلیا.م.رام الله،کریشنا مورتی ،راجیشینیسم،ساتیا سای بابا،قالون دااقا،دالایی لامای شانزدهم،اکنکار،کابالا،پائوتوکوئیلو،عرفان عقاب،عرفان حلقه کیهانی،گرجیف،ابراهیم میرزایی،معنویت گرایی،فراروانشناسی،فراعلم و آوینهای حیات معنوی ،فنک شویی،ریکی،مدیتیشن،پیشگویی،طالع بینی،آکادمی معنوی،الهیات و عرفان ،ادبیات معنوی

همایش ، سخنرانی ، نمایشگاه ، غرفه ،فعالیت ، دین پژوهی ، جریان ، بررسی ، جویندگان حقیقت ، عرف ، مستعار ، عرفان شرقی ، وبلاگ ، متافیزیک ، بانک ، اطلاعات ، در باره ، در مورد ، اشنایی با ، شناخت ، شخصیت ، اتهامات ، انحرافات ، ادعاها ، مدعیان ، کذابان ، جوبان ، جوانان ، عوام فریبی ، صهیونیسم  پژوهی ، رمال ،  فالگیر ، مسئله هسته ای ، اینده نگری ، کف بینی ، انرژی هسته ای ، میز مذاکره ، اعدام ، راما الله ، وابستگی به بیگانگان ، دول غربی ،  شیطان شناسی ، اسراییل ، موساد ، سیا ،  توهم گرایی ، گیاهان توهم زا ، جدید ، مسئولان فرهنگی ، گسترش ، نماینده خدا ، شیفتگان قدرت ، فریب خورده ، محفل فرقه ای ، اواتار ، معاصر ، مرید سابق ، فحشا ، واکنش ، تصوف گرایی ، انشعاب ، التقاطی ، اقدامات ، تبلیغ ، فرقه گرایی دینی ، زمان ظهور ، ظهور منجی ، استعمار ، مروج ایین ، تحریف ، رام اله ، روح اله ، حزب اله ، دین نوین ، مراقبه ، رسانه ملی ، حلقه ، عقل ستیز ، دین گریز ،

 

 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩
تگ ها :