خداوند چطور موجودی است؟- گفت و شنودی با ایلیا «میم» رام الله (پیاده شده از فی

بازگشت به خدا

(قسمت اول)

 

1. خداوند چطور موجودی است؟

2. خدا در چه حالتی است؟

3. به نظر شما چطور باید مردم را به خدا دعوت کرد؟

4. استاد، اینها که کار ما نیست. یک نفر مثل من اگر می‌توانستم این کارها را بکنم که خیلی خوب بود. آیا کارهای آسانتری نمی‌شود کرد؟

5. اگر گوش ندهند؟

6. مفهوم قرب الهی را چطور باید توضیح داد؟

1. خداوند چطور موجودی است؟

خداوند یگانه آنقدر بزرگ است که اگر چشم تو به اندازۀ همۀ آسمانها باشد تنها ذره‌ای از آن را می‌توانی ببینی. خداوند یکیست و جز او نیست. اما خدای تو شبیه خود توست[1]. چون هر کسی شبیه خدایی است که می‌پرستد. می‌فرماید من برای تو همانم که درباره ام می‌اندیشی. اگر تو خوبی معلوم است خدایی که می‌پرستی خوب است، اگر مهربان و بخشنده‌ای پس معلوم است خدای تو هم مهربان و بخشنده است. خدای تو برای تو همانطور است که او را می‌بینی. همانطور آشکار می‌شود که انتظارش را داری. و اگر می‌خواهی ببینی که چطور آن را دیده ای، ببین چطور به تجربه ات آمده و چطور بر تو آشکار شده است.

 

2. خدا در چه حالتی است؟

آیا چشم می‌تواند بدون سطحی انعکاس دهنده، خود را تماشا کند؟ آیا یک دست به تنهایی می‌تواند خود را بشوید؟ ما هم نمی‌توانیم واقعاً حرفی در این باره بزنیم... او مثل چشمی است که بی آنکه نگاه کند می‌بیند و بی آنکه گوش کند می‌شنود. کسی که می‌بیند اما دیده نمی‌شود. آشکار می‌شود اما شناخته نمی‌شود. فاصلۀ بین صدا و کلمات و بین نگاه و نگاه کننده، مفهوم عجیبی است. . [2]

 

3. به نظر شما چطور باید مردم را به خدا دعوت کرد؟

اگر تو خودت جذاب باشی،‌ پیام تو هم جذاب خواهد بود. و اگر اندیشه‌های آسمانی و الهی واقعاً در تو زنده باشند و به جریان بیفتند تو از جذابیت الهی برخوردار می‌شوی. در این صورت دعوت تو اثر گذار است و پیام تو در روح مخاطب ات نفوذ می‌کند. اگر تو بدانی چه می‌گویی، دیگری هم خودبخود به فهم آنچه تو می‌دانی نزدیک خواهد شد اما اگر شعارهای توخالی بدهی، دیگری خیلی زود می‌بیند که تو خودت هم آنرا نداری. وقتی چیزی را داری می‌توانی آن را به دیگری هم بدهی یا لااقل دیگری را در معرض آن قرار دهی و اگر نداشته باشی تلاش تو بی فایده است. پس برای اینکه دعوت تو اثرگذار باشد، ابتدا خودت خدا را داشته باش و از او برخوردار شو. تا آتش نگیری نمی‌توانی بسوزانی. پس آن آتش را تجربه کن تا امکان ذوب کردن یخ‌ها و انجماد اذهان دیگر را هم داشته باشی. برای اینکه کسی را به خدا بازگردانی، کافی است که بتوانی ذره‌ای پلکهایش را از هم باز کنی. اگر یک شعاع نورانی از این روزنه وارد شود، چشم به دنبال نور بیشتر خواهد بود.

 

4. استاد، اینها که کار ما نیست. یک نفر مثل من اگر می‌توانستم این کارها را بکنم که خیلی خوب بود. آیا کارهای آسانتری نمی‌شود کرد؟

آسانترین آن همان بود که گفتم. اما راههای دعوت به خدا خیلی بیشتر از اینهاست. اول اینکه کارهای تکراری نکن. سعی نکن مثل چند هزارسال یا چند قرن پیش استدلال‌های فلسفی و تکراری کنی که اثبات کنی خدا هست یا نیست. در دنیای جدید از حرفهای کهنه استفاده نکن اما شیوه‌های کهن را بکار ببند. سعی نکن کسی را وادار کنی که خدا را بخواهد چون همۀ انسانها عاشق خدا هستند و لحظه به لحظه درجستجوی او، سعی کن به طریقی به او بفهمانی که معنای آنچه می‌خواهد چیست. اگر لذت می‌خواهد سرچشمۀ آن کدام است. اگر عاشق کسی شده و او را می‌خواهد، این فرصت خوبی است که رابطۀ بین خودش و خدایش را درک کند...

ما وقتی خدا را در زندگی گم می‌کنیم که فکر می‌کنیم چند راه داریم اما واقعیت این است که ما یک راه بیشتر نداریم. راه زندگی یکیست و آن خداست.

بعد به وضعیت و شرایط مخاطب ات توجه کن. اگر شیفته و غرق در آرزوهاست، پیوند او به خدا از این طریق میسر است که او متوجه شود که خداوند محل تحقق همۀ آرزوها و شاه کلید همۀ درهای بسته است. زبان علمی یا فلسفی یا عرفانی برای چنین فردی نامفهوم است. باید با او به زبان آرزوها حرف زد. او باید خدا را از زاویۀ قدرت و اقتدار دعاها بشناسد. دعا زاویۀ خوبی برای دوختن او به خداست.

اگر وجه غالب زندگی او دوراندیشی است پس او را با جهانهای دیگر، با قیامت و با پادشاه جهانهای دیگر، با مالک قیامت آشنا کن. اما عموماً دعوت غیرمستقیم و نامحسوس بر دعوت مستقیم ارجحیت دارد...

وقتی دیدی طرف مقابل تو اهل لجاجت و مبارزه است، از قدرت لجاجت او استفاده کن. تو ظاهراً در موضع ضد قرار بگیر تا او تو را به سمت خدا ببرد.

اگر اهل ارتباط و موجودی ارتباطی است او را از سیر ارتباطی پیش ببر. مناجات و راز و نیاز. توکل و ثنا و ستایش.

اما یکی از بهترین شیوه‌ها و شاید بهترین آن، طریق عشق الهی و زبان و روش عشق است. با استفاده از بسم الله الرحمن الرحیم، با استفاده از محبت و بخشش می‌توان همۀ انسانها را به خدا پیوند زد و به خدا بازگرداند.

زبـان تــو، ترجمان خـــرد توست.  حضرت على(ع)

 

 

««هر چه دیگران را به روح خدا نزدیک تر کنید روح خود را به روح خداوند نزدیک تر کرده اید هر چه شناخت آنان را از روح الهی کامل تر کنید شناخت خودتان کامل تر خواهد شد. مردم را با شناساندن روح خدا بیدار کنید و خواهید دید که چگونه بر بیداری شما افزوده می شود و بیداری الهی شما را در بر می گیرد. آنان را ذره ذره از حضور الهی برخوردار کنید و می بینید که خداوند حضور خود را به شما می دهد. به زمین ایمان بدهید تا از آسمان ایمان بگیرید. به تشنگان آب بدهید تا آسمان بر شما ببارد. حتی اگر خودتان در خوابید اما با وجود خواب خود، برای بیداری دیگران تلاش کنید آنگاه شاهد خواهید بود که بیدار کنندة الهی در حال بیدار کردن شماست. برای آنکه خدا را به سوی خود بیاورید دیگران را به سوی خدا ببرید اگر می خواهید خدا را پایین بیاورید پس دیگران را در خداوند بالا ببرید... و همة این ها به آن معناست که انسان را در روح خداوند به خداوند تسلیم کنید و به خدمتگزاری الهی فراخوانید.»

5. اگر گوش ندهند؟

گاهی انسان با گوش کردن کارهایی می‌تواند بکند که با حرف زدن نمی‌تواند.

 

6. مفهوم قرب الهی را چطور باید توضیح داد؟

آنطور که شنونده می‌فهمد و تجربه می‌کند. اگر او تجربه‌ای از تقوا ندارد از تقوا حرف نزن. اگر معنی دزدی و جنایت و فساد را می‌داند پس قرب الهی یعنی دزدی نکردن و فاسد نشدن. قرب الهی را با عمل به بخشش و مهربانی نشان بده چون این زبان را همه می‌فهمند. بهشت را که همان نزدیکی به خداست از همین راه باید توضیح داد. بهشت یعنی نور و نورانیت، یعنی شفا و سلامتی، آزادی حقیقی، نجات، زیبایی و جذابیت، شادی و سرور. بهشت یعنی تحقق آرزوهای حقیقی. یعنی قدرت و دانایی و بودن. اگر نزدیکی به خدا و بهشت را اینطور بفهمانی و با زبانی که مردم آن را حس می‌کنند و در درون تجربه می‌کنند آنوقت می‌بینی که آنها مشتاق و جوینده می‌شوند.

 

گفت و شنودی با ایلیا «میم» رام الله (پیاده شده از فیلم)


 



[1] در برخی از روایات اسلامی و غیراسلامی،‌ به این موضوع اشاره شده است که هر کسی خدای خود، به معنای تصور خاص خود از خداوند،‌ را دارد. در احادیث قدسی نیز این موضوع تکرار شده است مثلاً در جایی که خداوند می‌فرماید من با گمان بنده خویش همراهم.

[2]   لَاتُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.  چشمها او را درنمی یابند و اوست که دیدگان را درمی یابد، و او لطیف آگاه است. (انعام:103)

 

http://www.ostad-iliya.org

ایلیا ، ایلیا رام الله ، ایلیا میم ، پیمان فتاحی ، جمعیت ال یاسین، الیاس رام الله ،فتاحی ، ال یاسین ، استاد ایلیا ، ضد فرقه ، ایلیا میم رام الله 

ایلیا «میم»، گفت و شنودی با ایلیا «میم» رام الله ، شبیه خدا ، بازگشت به خدا ، مفهوم عجیبی  ، فاصلۀ بین صدا ، کلمات ، جذاب ، یخ‌ها ، اذهان ، فهم ، اندیشه‌ ، جذابیت الهی ، شعار ، نور ، آسانترین ، راههای دعوت به خدا ، آرزوها ، شاه کلید ، عاشق ، عاشق خدا ، جهانهای دیگر ، دوراندیشی ، مبارزه ، مناجات ، راز و نیاز ، توکل ، ثنا ، ستایش ، محبت ، بخشش ، پیوند ، روح خدا ، روح الهی ، بیداری ، قرب الهی ، بهشت ، نور و نورانیت، شفا ، سلامتی، آزادی حقیقی، نجات، زیبایی ، جذابیت، شادی ، سرور

یعنی تحقق آرزوهای حقیقی. یعنی قدرت و دانایی و بودن

فرقه انحرافی  ، رهبر فرقه ، عامل سازمان سیا،مبلغ مسیحیت تحریف یافته، مبلغ طریقت منهای شریعت، فرهنگ مهدویت ، فرقه گرایی ، عرفان های وارداتی ، بانک اطلاع رسانی فرقه ، عرفان حلقه ، فرقه کیهانی ، فرقه حلقه ، محمد علی طاهری ، دستگیری ، اعضای فرقه ، شبیخون فرهنگی ، فرقه شناسی ، توابین ، جریان انحرافی ، ادیان جدید ، نقد و بررسی ، صهیونیست ، سرکرده فرقه ، ترویج عرفان صهیونیستی ، جریان انحرافی ، نماد سازی  ، شیطان شناسی، فرقه شناسی ، جنگ نرم ، عرفان های نوظهور، فرقه های ضاله، عرفانهای نوپدید، نحله های نوظهور ، عرفان های کاذب ،  عرفان های جدید ، تاریخچه ، مسلک های عرفانی ، جریانهای معنویت گرای نوپدید ، رییس ، بنیانگذار ، نحله های انحرافی ، نحله های صهیونیستی ، فرق ضاله ، اسیب شناسی ، معنویت سکولار ، عرفان های عقل ستیز دین گریز  

 

 

  
نویسنده : ستاره صلح ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸
تگ ها :